مقاله خوجه بدعت نو

 

 

« آنان كه دين خويش را ببازي گرفتند و زندگاني دنيا آنها را مغرور و غافل كرد. پس امروز ما هم آنها را فراموش مي كنيم. همچنانكه آنها ديداراين روز را فراموش كردند و آيات ما را انكار نمودند. »[ ۷/ ۵۱]

 

اشاره؛ مسلمانان شيعه اسماعيلي در طول تاريخ پرافتخار خود كه همچون نگيني پرشكوه بر تاريخ بشريت مي درخشد، متأسفانه با كج روي ها و بدعت گذاري گروه هايي همچون قرامطه، دروزيه و خوجه روبرو بودند. كه براي رسيدن به اهداف خود كه همانا دنيا و دنياپرستي است تظاهر به پيروي از اين طريقت حقه نمودند و سعي كردند كه با استفاده از پيروان جاهل و ناآگاه بدعت و انحرافاتي در اين طريقت الهي به وجود آورند و سالكان آن را بسوي دنياپرستي، خرافه پرستي، مال اندوزي، مصلحت انديشي، قدرت طلبي و بريدن از صراط مستقيم الهی تشويق نمايند.

از اين جاست كه ضرورت تحقيقي جامع و گسترده دربارۀ تاريخ خوجه ها ( كه شيعيان اسماعيلي را در دو قرن گذشته قرباني انحرافات و دنيا طلبي خود ساختند)، عقايد غلوآميز و خرافي آنها ( همچون الوهيت و دادن صفات خدايي به ائمه، حلول، تناسخ، رجعت، اسقاط احكام شريعت همچون نماز، روزه، حج و طهارت)، معرفي عقايد شيعيان اسماعيلي خالص به دور از عقايد خرافي خوجه ها، درگيري و مخالفت ائمه اين طريقت با خوجه ها، بخوبی روشن مي گردد. البته چنين تحقيقي فرصت و امكاناتی به مراتب بيش از گنجايش اين مقاله را مي طلبد. مقاله حاضر، در حد توان سعی دارد گوشه هايی از آنچه ياد شد، را بررسي و نشان دهد كه، خوجه ها طريقت شيعه اسماعيلي را نه به عنوان يك طريقت مذهبی، بلكه به عنوان وسيله اي براي رسيدن به منافع دنيوی خود در نظر گرفته و قصد نابودي آن را به عنوان يك طريقت مذهبی و راه رستگاري دارند.

 

خوجه؛ عنوان و لقبي براي گروهي از شيعيان اسماعيلي نزاري، كه خاستگاه آنان: هند، پاكستان و كشمير بوده و اكنون بيشتر آنان در كشورهاي شرق افريقا، همچون: اوگاندا، تانزانيا و كنيا، همچنين در اروپا و آمريكاي شمالي بخصوص در بريتانيا، كانادا و ايالات متحده آمريكا سكونت دارند. آنها ظاهراً خود را مسلمان شيعه اسماعيلي مي نامند، در حالي كه از تركيب عقايد، هندو – اسلام آئين جديدي جدا از اسلام را پايه ريزي نمودند. با ائمه اين طريقت درگيريهاي بسياري پيدا كردند.

ادامه نوشته

گزارش تاريخي مسلمانان شيعه اسماعيلي از دكتر امير حسين شاه خليلي

 

گزارشی از تاریخ:

 

مسلمانان شیعه اسماعیلی 

 

دکتر امیر حسین شاه خلیلی

 

مقدمه

مسلمانان شيعة اسماعيلي بخشي از امت مسلمانان شيعة جهان مي باشند كه در طول تاريخ پرفراز و نشيب خود تأثير عمده و ماندگاري بر تاريخ، فرهنگ و تمِدن اسلامي بر جاي گذاشته اند. نهضتهاي بزرگ سياسي و فلسفي در سراسر جهان اسلام برپا نمودند و انقلابات عظيمي را موجب گشتند كه اثراتش تا شبه قارة هند و اروپا نيز كشيده شد.

متأسفانه تاريخ تحولات ديني، سياسي، اجتماعي، فلسفي و علمي آنها در هاله اي از ابهام پوشيده شده است. حتي امروز هم يك محقّق تاريخ شيعيان اسماعيلي با مشكلات لاينحل و سؤالات بدون جواب بسياري روبرو است. منابع اصلي موجود اكثراً توسط مخالفان و دشمنان اين گروه نوشته شده كه به علّت عدم شناخت صحيح و بي غرضانه از اصول اعتقادات آنها كه محرك اصلي در حركت انقلابي، سياسي و اجتماعي شگفت انگيزشان و سنگ بناء جهان بيني پيچيده و نظام فلسفي و علمي آنها مي باشد، چهره اي كاملاً غير واقعي و مغرضانه از آنها ارائه داده اند. اين موضوع نه تنها كمكي به شناخت درست و عالمانه را موجب نمي شود، بلكه خود مانع اصلي در راه شناخت صحيح تاريخ آنها مي باشد. اكثر محقّقين مسلمان يا مستشرقين غربي و شرقي كه در دويست سال گذشته تنها بر مبناي چنين منابعي به ارائه تحقيقي درجهت شناخت اين گروه اقدام نموده اند از اينكه بتوانند اطلاعات درستي از تاريخ اين فرقه ارائه دهند ناتوان ماندند و خود موجب اشاعه اطلاعات نادرست در مورد آنها گرديدند.

در نيم قرن گذشته با نشر بعضي از كُتب اصلي شيعيان اسماعيلي و امكان دستيابي به  منابع داخلي آنها امكان انجام تحقيقات بي غرضانه تري در مورد تاريخ و اعتقادت آنها پديد آمد و مستشرقيني مانند ايوانف، اشتروتمان، لوئي ماسينيون، استرن، هاجسن، برنارد لويس، هانري كُربن، مادلونگ و غيره و محقّقين مسلمان مانند زاهد علي، حسين بن فيض ا...المهداني،آصف علي اصغر فيضي، محمِد كامل حسين، عارف تامر، مصطفي غالب، عباس همداني، دكتر فضائي، دكتر دفتري و غيره جديداً توانستند بر مبناي اين منابع و اطلاعات، تحقيقات بي غرضانه و صحيح تري مبني بر بنيان هاي اعتقادي و حقايق تاريخي اين فرقه ارائه دهند كه هر چند هنوز در مراحل ابتدايي و آغازين مي باشد، ولي خود نويد بخش شروعي پرثمر در راه شناخت يكي از مهمترين نهضتهاي ديني در جهان اسلام مي باشد كه از ابتداي پيدايشش اثراتي عميق و ماندگار در تاريخ جهان بجاي گذاشته است. در ارائه اين گزارش علاوه بر بهره گيري از تحقيقات جديد سعي گرديده تاريخ شيعيان اسماعيلي بر اساس منابع داخلي و روايت خود آنها ارائه گردد تا گامي هر چند كوچك و ناقص در راه شناخت بهتر و صحيح تر تاريخ اين گروه برداشته شود.

ادامه نوشته

ظاهر و باطن در طریقت شیعه اسماعیلی

 

ظاهر و باطن

 

 

در طریقت شیعه اسماعیلیه 

 

 

یکی از ارکان اعتقادی مسلمانان شیعه اسماعیلی، ایمان به غیب و باطن است. از این رو یکی از نامهایی که در طول تاریخ پیروان این طریقت بدان شناخته شده اند؛ " اهل باطن " یا " باطنیه " می باشد.

اعتقاد به این موضوع که هر ظاهری دارای باطنی است و در ورا هر ظهوری حقیقتی نهفته است و تاویل راه رسیدن به این حقیقت می باشد؛ متاسفانه بسیار مورد سو تعبیر و کج فهمی قرار گرفته است و موجب برداشته های غلط و ناآگاهانه و گاها مغرضانه در میان نا آشنایان با اصول اعتقادی این طریقت و همچنین بدعت و کج رویی های در میان پیروان ناآگاه آن گردیده است.

در جهان بینی توحیدی شیعیان اسماعیلی، قرآن و کلیه متون دینی دارای دو وجه است: از این دو وجه گاهی با عنوان ظاهر و باطن، گاهی مثل و ممثول، گاهی تنزیل و تاویل، گاهی شریعت و طریقت و گاهی علم و عمل نام برده شده است. ظاهر و باطن چیزی نیست که فقط به قرآن و متون دینی اختصاص داشته باشد، بلکه در هر کلام معنا دار ؛ به عبارت دقیق تر در کل هستی ساری و جاری است

از جمله نسبتهای ناروا که به طریقت اسماعیلیه داده شده،  آن است که آنان با زیاده روی در توجه به باطن، تکالیف دینی را ساقط دانسته واجبات دینی همچون، نماز، روزه، حج، طهارت و غیره را انجام نمی دهند و محرمات دین را حلال می دانند. این نسبت ناروا هر چند درباره برخی از گروه های سنت شکن در طریقت اسماعیلیه، همچون: قرامطه، دروزیه و در عصر حاضر خوجه ها صادق است، اما بدنه اصلی طریقت اسماعیلیه از چنین اتهامی مبرا است. با نگاهی اجمالی به تاریخ ۱۴۰۰ ساله شیعیان اسماعیلی، به خوبی متوجه می شویم، امامان و حجتان این طریقت، همواره به پایبندی به ظواهر دین و تعبد به شریعت اعتراف نموده و سالکان این طریقت را به عمل به ظواهر و بطن فرا خوانده اند. در نگاه این بزرگان  ظاهر بدون باطن بي معنا است و باطن بدون ظاهر غير قابل دسترس. ظاهر و باطن لازم و ملزوم يكديگرند. هر كدام بدون ديگري ناقص است.

 تاویل به معنی ضدیت بین ظاهر و باطن یا باطل شدن احکام شریعت نیست. اين موضوع در كتاب عالمانه امامان شيعه و جنبش هاي مكتبي تأليف عالم گرانقدر استاد علاّمه محمد تقي مدرسي بخوبي بيان گرديده « مخالفان اسماعيليه گمان مي كنند كه اسماعيليه اعتقادي به نماز و روزه و حج ندارد ولي در واقع سخن اسماعيليه آن بود كه كافي نيست فردي نماز بخواند ولي دوستدار ائمه نباشد، بدين معنا كه هيچكس نمي تواند ابعادي از مذهب را بپذيرد و ابعاد ديگري را كنار گذارد،پوسته مذهب را بپذيرد و مغز آن را ناديده بگيرد، به وجوب نماز اعتقاد داشته باشد ولي در همين زمان مانعي نداشته باشد از هارون الرشيد يا مأمون عباسي يا افرادي از اين قماش پيروي كند و به قتل و غارت مردم بپردازد. اسماعيليه در اين مسائل با ساير مسلمانان اختلاف داشته زيرا اسلام مذهبي سطحي و قشري نيست. نماز تنها به جا آوردن ركعات نيست بلكه نماز حقيقي پيروي از تمامي اسلام است. و حج و زكات نيز چنينند. اين است مفهوم صحيح مذهب و اسماعيليه نيز هنگاميكه چنين تفسيري از دين به عمل مي آورد در واقع هيچگونه خطائي مرتكب نمي شدند. ما به صحت تفسير اسماعيليه از دين اعتراف داريم و معتقديم كه جنبش آنها عملاً يك جنبش باطني به شمار مي آيد ولي ما اين سخن را نمي پذيريم كه اسماعيليه واجبات شرعي و حدود الهي را نفي مي كردند  آنها نيز مانند مذاهب اسلامي نسبت به همة آداب مذهبي مقّيد بوده اند و تنها سخن آن بود كه حدود شرعي به تنهائي كافي نيست بلكه بايد با محتويات اخلاقي همراه باشد. » صفحات 7 ـ236

 

جهت دانلود متن کامل مقاله اینجا کلیک نمایید

آشنایی با مسلمانان شیعه اسماعیلی؛ گفت و گو با دکتر امیر حسین شاه خلیلی

 

 

مصاحبه با دکتر امیر حسین شاه خلیلی: 

 

« آشنایی با مسلمانان شیعه اسماعیلیه » 

                                                                                           

پرسش: امروز قریب دو قرن است که غریبان با تاسیس کرسی های اسلام شناسی و شیعه شناسی، به مطالعه جوامع اسلامی و شیعی می پردازند که متاسفانه اداره این کرسی ها هم، عمدتا توسط غیر مسلمانان است.به نظر می رسد، برای معرفی یک قوم و جمعی بهتر آن است که افرادی از خود آن جمعیت به معرفی خود بپردازند تا اینکه توسط یک بیگانه معرفی شوند. به عبارت دیگر برای معرفی مسلمانان و شیعیان، بهتر است از خود آنان افرادی با فراگیری دانش های نوین به معرفی بپردازند تا اینکه این کار را یک یهودی و یا مسیحی انجام دهند. نظر شما در این زمینه چیست؟

متاسفانه باید گفت که تا کنون اکثر قریب به اتفاق مطالعات نوین اسلام شناسی و شیعه شناسی، توسط مستشرقین بوده است و اکثر آنان اعتقادات اسلامی ندارند که به طور مثال می توان از گلدزیهر نام برد که یک یهودی است و با دیدگاه یهودی خود به معرفی اسلام پرداخته است.
مطالعه وضعیت کنونی جوامع شیعی بسیار حایز اهمیت است. تاکنون همواره هنگامی که صحبت از شیعه می شود، فکر و ذهن همگان به سراغ موضوعات کلامی مانند موضوع امامت در شیعه و یا موضوعات تاریخی مانند غدیر و مسئله جانشینی حضرت محمد « ص » مطرح می شود و در این میان توجه چندانی به وضعیت امروزین جوامع شیعی نشده است.
در حال حاضر علاوه بر مناطقی که شیعیان به طور بومی حضور داشته اند، در بسیاری از مناطق اروپا و آمریکا نیز بدلایل مختلف و بویژه مهاجرت، جوامع بزرگی از شیعیان شکل گرفته اند به عنوان مثال میتوان به پرتقال و جنوب کالیفرنیا و تورنتو و ونکور کانادا اشاره کنم. آیا این اجتماعات نوپای شیعی مورد توجه جامعه بزرگ شیعه قرار گرفته است؟ آیا جامعه بزرگ شیعه به موضوع حضور و تاثیر پذیری و تاثیرگذاری آنان در جوامع غربی، توجه کرده است؟
بنده در همه جا و در تمام سخنرانی ها گفته ام که امروزه، شیعه حرف برای گفتن دارد. شیعه روش زندگی دارد. عقاید شیعی تنها یک افکار ذهنی نیست بلکه بهترین راه و روش زندگی و بودن در هستی است. به صراحت عرض کنم که جامعه اسماعیلی بدنبال انسجام فکری و فرهنگی تمامی جوامع شیعی و ایجاد یک نهضت فراگیر فکری و فرهنگی شیعی است که به اعتقاد بنده نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرکز و پناهگاه شیعیان، توان هدایت فکری و فرهنگی تمام فرق شیعه اعم از اثنی عشری، اسماعیلی و زیدی را دارد.
در خصوص مطالعات نوین درباره اسماعیلیان نیز وضعیت همانند کل جامعه مسلمانان است و با تاسف باید گفت که این مطالعات عمدتا توسط غیر مسلمانان صورت گرفته به طوریکه حتی اکثر کتاب هایی که در موسسه مطالعات اسماعیلیه لندن نیز منتشر شده، توسط مستشرقین غیر مسلمان به رشته تحریر در آمده است. حتی جناب آقای دکتر دفتری هم خودش شخصا اسماعیلی نیست. بلکه تنها مادرش از این خانواده است و علت تمایل آقای دکتر دفتری به مذهب اسماعیلیه هم از این باب است.
اگر دقت کنید می بینید متاسفانه اکثر کتاب هایی که در مورد شیعیان اسماعیلیه نوشته می شود، مثلا کتابی در خصوص ابویعقوب سجستانی که یک فیلسوف و متکلم مهم اسماعیلی است، مدعی اند که عقاید اسماعیلیه، عقایدی نوافلاطونی است. ما بارها و بارها این را گفتیم که چطور می شود آدمی که با قرآن بزرگ شده، با نهج البلاغه بزرگ شده، با مفاهیم عمیق اسلامی و اهل بیت « ع » رشد کرده، آیا عقاید افلاطون را ترویج می کند؟ نمی توان باور کرد که حتی کلمه « فلوطین» به گوش جناب سجستانی و دیگر داعیان اسماعیلی رسیده باشد، چه رسد به اینکه او تفکراتش را بر اساس تفکر افلاطون و نو افلاطونیان بنا کرده باشد.
این مشکلات و نتایج نادرست و تاسف بار به این دلیل است که افرادی نا آشنا و از بیرون جامعه شیعی به تشریح و معرفی شیعیان پرداخته اند. در مقابل اگر افرادی آشنا با مفاهیم و تفکرات شیعی به این مطالعات بپردازند آن موقع خواهید دید که قظعا این تفکرات را بر گرفته از مفاهیم بلند نهج البلاغه و قرآن کریم      می دانند نه نو افلاطونی.
بنده هم با نظر شما مبنی بر اینکه بهترین راه معرفی شیعیان آن است که خود آنان با استفاده از شیوه ها و مطالعات روز آمد به معرفی خود بپردازند، موافقم. به طور مثال در موضوع مطالعه جامعه شناسی شیعیان، آیا به راستی می توان رفتارهای خانوادگی و یا حتی عقاید اسماعیلیان افغان یا تاجیک را در چار چوب عقاید نو افلاطونی معرفی کرد یا خیر ?باید رفتارهای آنان را بر گرفته از قرآن و تفکرات اسلامی دانست. لذا حقیقتا این نوع مطالعات از سوی خود جامعه شیعی بسیار مهم و راهگشاست.

ادامه نوشته