روزه عبادت طریقت و عبادت اهل ایمان

 

روزه عبادت طریقت

و

عبادت اهل ایمان

 

خجسته باد و مبارک قدوم ماه صیام
بر اولیا و احبای شهریار انام
                                                " نزاری قهستانی "

" چه بسیار روزه دارى که از روزه خود جز گرسنگى و تشنگى بهره اى نبرد و بسیار شب زنده دارى که از شب زنده داریش بهره اى غیر از بیدارى و رنج ندارد، چه خوب است خواب عارفان زیرک و افطارشان. "

                                                                                                                                   " نهج البلاغه، حکمت ۱۴۵ " 

حکیم ناصر خسرو در کتاب وجه دین می فرماید: « کسانی که بی بصیرت و بی دانش دین پذیرفته اند، آن دین بر ایشان بدعت باشد و چون دانش را بیاموزند و به علم کار کنند از دوزخ رسته و به بهشت رسیده باشند هم بدین جهان اندر حدّ قوت و هم در آن جهان اندر حدّ فعل »
در انجام اعمال عبادی، اصل این است که این اعمال از روی صدق و اخلاص انجام گیرند، و نه از روی ریا و یا به منظور تظاهر یا از روی عادت. اعمال ریایی در شخص ریا کار نتیجه ای عکس ایجاد می کند و او را از مسیر انسانی و صراط مستقیم خارج کرده به موجودی ظاهرا انسان و باطنا مسخ شده تبدیل می کند. چنین انسانی از مقام انسانی خود سقوط نموده، مبدل به شیئی در میان اشیاء این جهان می شود. اعمال عبادی باید بر اساس اعتقاداتی مبتنی بر معرفت و آگاهی انجام گیرند. معرفت و آگاهی شکل دهنده نحوه زندگی انسان و تعیین کننده سمت و سوی او در جهت تکامل معنوی و بُعد تعالی وجود است.

هر چه معرفت و آگاهی انسان به حقیقت و معنای اعمال عبادی بیش تر شود، توجه و علاقه او به انجام این اعمال زیادتر میشود، به گونه ای که در نزد کسانی که به مرحله ایمان یقینی رسیده و اهل یقین هستند، هیچ چیز مطلوب تر و بهتر از عبادت نیست. عبادت برای آنها شوق دیدار یار و سعادت بار یافتن به حضور معبود و مطلوب است.

بنابراین بر خلاف آن چه که بعضی از گمراهان و بدعت گذاران پنداشته اند، معرفت و آگاهی به حقیقت و معنا و باطن اعمال عبادی نه تنها انسان را از انجام آنها معاف نمی سازد، بلکه شوق او را در انجام و اجرای این اعمال بیش تر و شدیدتر می سازد. اینکه نا آگاهان از روی بی خردی و کج فهمی گمان برده اند که باطن ضد ظاهر و ظاهر ضد باطن است و کسی که درک باطن کرد ملزم به رعایت ظاهر نیست، فریب و دروغی بیش نیست. ابوحاتم رازی متفکر بزرگ مسلمانان شیعه اسماعیلی می گوید: « هنگامی که عمل و مراسم ظاهری دین در میان نباشد، تاویل و باطن دعوت حقیقی هم در میان نخواهد بود، زیرا دعوت بر شریعت استوار میشود و تاویل اقتضای تنزیل و باطن اقتضای ظاهر و معنی اقتضای مصداق را دارد و اگر ظاهری نباشد باطنی و دعوتی و شریعتی نخواهد بود. پس مخلوقات رها و بیهوده و نادان خواهند شد، زیرا علم آمیخته با عمل است و عمل نزد حکما ریشه حکمت است. »

چنین افرادی بدعت گذاران در دین هستند که از صراط مستقیم الهی منحرف شده، نه تنها خود گمراه و زیانکار شده اند، بلکه برداشت های غلط و نا آگاهانه ای را در میان نا آشنایان با اصول اعتقادات مسلمانان شیعه اسماعیلی پدید آورده اند.

آن چه در این مذهب بر آن تاکید شده، این است که اعتقادات و اعمال عبادی باید بر اساس معرفت و آگاهی و شناخت باشد. انسان مسلمان ملزم به کسب شناخت و آگاهی در مورد اعمال عبادی و اعتقادات خود است زیرا اعتقادات شکل دهنده هستی او و سازنده هویت او هستند. ولی چنین آگاهی و شناختی به هیج وجه بار تکلیف و لزوم انجام اعمال را از انسان ساقط نمی گرداند، بلکه موجب انجام هر چه بیشتر و دقیق تر اعمال عبادی می شود.

قاضی نعمان در کتاب شریف دعائم السلام می گوید: « خدای عز و جل در کتابش فرایضی را بر ما واجب دانسته است. پس آیا کسی حق دارد که فریضه ای را که خداوند بر آن تاکید کرده است، از کتاب خدا ساقط کند؟ و آیا کسی می تواند یکی از فرایض را ترک کند بدین دلیل که بر فرایض دیگر تاکید و سفارش شده است؟ چنین چیزی را هیچ دانا و نادانی نمی گوید؛ و ما نشنیده ایم که هیچ یک از مردم چنان پنداشته باشند یا بدان اشارتی رفته باشد.»

پس روزه عبادت مومنان است؛ یعنی کسانی که ایمان در تمام وجود آنها رخنه کرده است و نفس آنها مسلمان شده است. چنین اشخاصی باید روزه بگیرند و هر سال حداقل یک ماه در این آزمایش بزرگ شرکت کنند تا بتوانند از قید و بند الزامات و بایدهای این جهانی خود را رها سازند. آن کس که در گرمای شدید تابستان بیش از هیجده ساعت با اراده و خواست خود از خوردن و آشامیدن خوداری می کند و شهوت خود را کنترل می نماید و حتی به همسر حلال خود نزدیک نمی شود تا امر الهی را اطلاعت نماید و رضای او را بجوید، جبر و الزامات جسمانی خود را می شکند و حتی به طبیعی ترین نیازهای جسمانی خود نه می گوید و نمی گذارد بندی و برده آنها باشد، چنین موجودی انسان و به درک مقام انسانی نایل گشته است.
تلاش و کوشش بسیاری از انسان ها، در این جهان، تنها در جهت خور و خواب و خشم و شهوت « شهوت جنسی، شهوت پول، شهوت مقام و غیره » است. آنها اسیرند. اسیر نفس امّاره و زندگی خود را در راه ارضای این نیازها و پاسخ گویی به تمنّیات نفس اماره هدر می دهند. آنها بنده و برده جبر درونی خود هستندو آنها از مقام انسانی فرو افتاده اند و در چاه اسفل و سافلین گرفتارند. آنها دیگر انسان نیستنند، بلکه شیئی در میان اشیاء این جهانند.

خداوند منان به واسطه رحمت واسعه اش بر انسان منت نهاد و انوار هدایتش، راه آزاد گشتن از این جبر درون را- که مهم ترین عامل بندگی و اسارت انسان و بزرگترین حجاب در راه رسیدن به سعادت و رستگاری و تکامل معنوی است- به انسان نشان داد. روزه آزمایشی بزرگ در جهت رهایی و آزادی از قید و بندهای درونی است. کسی که روزه می گیرد بر نفس خود حاکم می شود و جسم خود را تحت کنترل فرمان خویش در می آورد، دست و زبان و گوش و چشم و تمام جوارح خود را حفظ می نماید و خشم و شهوت و آز و طمع و نفرت و کینه و دشمنی و بد خواهی و دروغ و ریا و کبر و خودخواهی و خود بینی و منیت را از خود دور می سازد.

روزه عبادت طریقت و عبادات اهل ایمان. آن کس که تن به روزه داری می دهد و از بامداد تا شامگاه روزه داری می کند، باید دل به روزه گرفتن دهد و از ابتدا تا انتهای زندگی خود روزه داری کند. باید عمر خود را یک روز سازد و آن روز را روزه بدارد و به دیدار یگانه بی همتا روزه گشاید.

 

" گزیده ای از کتاب هفت رکن دین در عبادات اهل یقین، رساله ای در عقاید و آداب عبادی مسلمانان شیعه اسماعیلی، دکتر امیر حسین شاه خلیلی، "

انسان اسیر عادت و روزه عامل شکستن عادت ها- دکتر شاه خلیلی

 

انسان اسیر عادت و

 

روزه

 

عامل شکستن عادت ها

 

بر گرفته از  سخنرانی های دکتر امیر حسین شاه خلیلی، چاپ شده در کتاب « معنویت و عرفان و انسان عصر حاضر، جلد سوم، بنیاد مولانا، چاپ اول: 1396 ، صفحات 253-259 »

 

عادت امری است که در زندگی انسان ها اثر گذاری گسترده ای به همراه دارد. بسیاری از امور، رفتارها و عملکردهای افراد از روی عادت انجام می شود. این امر به ظاهر موضوع چندان مهمی به نظر نمی رسد، اما در عمل مشاهده می شود که اگر در موقعیت و شرایطی ویژه، رفتاری که از روی عادت انجام شده به اجرا در نیاید، شخص به نوعی حالتی توام با ناخشنودی و دشواری از آن بابت احساس می کند. 

اغلب رفتارها شامل خوردن، آشامیدن، تفریح، کار و فعالیت های ساده روزمره از روی عادت انجام می شود. عادت نیز بر اثر تکرار شدن ایجاد گشته و به نوعی بر ذهن، فکر، رفتار و عملکرد آدمی حاکم می شود. عادت مانند تیغ دو لبه عمل کرده که هم می تواند جنبه ی مثبت و سازنده و هم مشکل آفرین و آسیب زا داشته باشد. البته عادت های خوب که دارای سازندگی و تحول آفرینی هستند انسان را به رشد و شکوفایی می رسانند. این گونه عادت ها مانند عادت به مطالعه، انس با قرآن و مثنوی که به عنوان نمونه از عادت های خوب و سازنده به شمار می روند.
اما عادت های دیگری هستند که مشکل آفرین بوده و پیامدهای آسیب زایی را به همراه دارند. عادت های مانند خوردن بیش از حد نیاز، کشیدن سیگار، خوردن مشروب، تفریح و سرگرمی های بیهوده ای که عامل اتلاف وقت و عمر انسان هستند و مواردی از این قبیل شامل آن می شوند.
البته این گونه عادت ها به این سادگی نیست که شخص از آنها آگاه باشد و هر زمان که بخواهد و اراده کند آنها را ترک کرده و به زندگی سالم باز گردد. در واقع ماهیت عادت به نحوی است که هر قدر مشکل آفرینی داشته باشد، شخص را اسیر خود کرده و نیروهای فکری، ذهنی، مادی و وجودی انسان را به مصرف می رساند. چنین امری مانع از رشد و تحول وجودی و انسانی خواهد شد.
بسیاری از رفتارهای انسان چنان چه به درستی دقت شود، تحت تاثیر عادت انجام می گیرد. رفتارهایی مانند نوشیدن چای و قهوه، غذا خوردن، معاشرت ناسالم، اتلاف وقت در اموری بازی گونه و بیهوده تحت تاثیر عادت است.
شخصی تعریف می کرد که دوستانی داشته و در دور هم جمع شدن ها، به ورق بازی و خوردن مشروب مشغول می شدند. به دلیل اختلاف هایی که با آن دوستان پیدا می کند، دیگر در جمع آنها شرکت نمی کند. پس از مدتی در می یابد که گرایش او نسبت به بازی ورق و خوردن مشروب که تحت تاثیر عادت آن جمع بوده به تدریج در او ضعیف و در نهایت از میان می رود.
انسانی که قصد رشد و تحول دارد، لازم است که بتواند عادت ها را شناسایی کرده و خود را از اسارت این گونه عادت ها خارج نماید. نهرو نخست وزیر دهه های گذشته هند عادت به کشیدن سیگار داشته، اطرافیان مشاهده می کنند که او دیگر سیگار نمی کشد. از او علت ترک سیگار را می پرسند. وی خاطرنشان می کند که دیگر در شان و شخصیت خود نمی دیده و چنین امری را نمی پسندیده که اسیر این عادت باشد.
مولوی نیز در کتاب مثنوی به کناسی اشاره می کند که وارد بازار عطر فروش ها می شود. کناش ها افرادی بودند که چاه فاضلاب خانه ها را تخلیه و سپس آن را برای مصرف به عنوان کود به باغ و مزارع حمل می کردند. کناس به محض وارد شدن به بازار عطر فروش ها بیهوش شده، هشیاری اش را از دست داده و غش می کند.
افرادی که در آنجا حاضر بودند هر کاری می کنند نمی توانند او را به هوش بیاورند. در نهایت فردی می آید که او را می شناخته و ادعا می کند که شیوه به هوش آوردن او را می داند. او مقداری فضولات و مدفوع آورده و جلو بینی اش می گیرد و کناس با بوییدن آن به هوش می آید.
کناسی که با بوی تند و آزار دهنده ی مدفوع و فضولات عادت و توان احساس بوی خوش و دل انگیز را نداشته، از این را بیهوش شده و از حال می رود. البته مولانا این حکایت را به عنوان استعاره می آورد. همه ی انسان ها در طول زندگی شان مانند کناس عمل می نمایند. انسان ها اغلب دچار عادت هایی مضر و آسیب زننده می شوند. این امر به حدی اثر گذار است که بازگشتن به زندگی سالم و سازنده برای شان مشکل آفرین می گردد. مولوی در ادامه خاطرنشان می کند.
ما به لهو و لعب فربه گشته ایم
در واقع اموری که بیهوده هستند و پیامدهای سازنده ای در زندگی انسان ندارند. هم چنین اموری که فقط جنبه بازی و وقت گذرانی دارند، عمر انسان را هدر داده و نهایت رکود، ایستایی، کم رشدی و تحول نیافتن را به همراه خواهد داشت.
نکته ی قابل توجه روزه در همین امر است که روزه عادت شکنی دارد. آن هایی که تجربه روزه گرفتن را دارند، چنین امری را تجربه کرده اند که حتی خود روزه گرفتن نیز در مواردی مثل یک عادت می شود. بدین صورت که با شروع ماه رمضان افراد به نوعی حالت ناخشنودی برای شان ایجاد می گردد، زیرا روزه و ماه رمضان بعضی از عادت ها را بر هم می زند. در پایان نیز آن هایی که روزه دارند نیز چنین ناخشنودی را تجربه می کنند که دوباره به حالت سابق باز می گردند. در حالی که یکی از خاصیت های روزه همین عادت شکنی هایش است.
روزه اغلب عادت های انسان را می شکند. روزه خواب انسان را از حالت متداول خارج می کند. شب هنگام برای سحر بیدار شدن، شب های احیا را بیدار ماندن، عادت غذا خوردن نیز تغییر کرده و وعده های غذایی متفاوت می شوند. البته عادت هایی معمول و متعارف نیز مانند خوردن و آشامیدن نیز تغییر می کند.
فرد روزه دار چنان چه به این گونه تغیبر و تحولات در عادت های موجود توجه نماید، به خوبی قادر خواهد بود تا از آن در زمینه های مورد نیاز بهره برداری کند. شخصی تعریف می کرد که حدود 12 سال مبتلا به عادت سیگار کشیدن بوده. در واقع بدن نیازی به دود ندارد ، اما خو گیری و عادت می تواند شرایطی ایجاد کند که مصرف دود نیاز مبرم و ضروری شود.
او در طول ماه رمضان با روزه گرفتن متوجه می شود که تعداد سیگارهایی که پس از افطار می کشیده به دو عدد کاهش یافته. در حالی که در طول روز حدود یک بسته یعنی بیست عدد سیگار می کشیده. او از چنین فرصتی استفاده کرده و در همان ماه رمضان عادت کشیدن سیگار را ترک  و در حال حاضر حدود 26 سال است که سیگار را ترک کرده.
در مجموع فردی که قصد رشد و تحول دارد و به آن چه هست راضی نبوده و خواهان شکوفایی انسانی و معنوی است، بهتراست  به این نکته ی ظریف توجه داشته باشد که چگونه عادت های ناسالم بر آدمی حاکم و توانایی های بالقوه اش را در مسیرهایی ناسالم مورد استفاده قرا می دهند. از این رو شناخت عادت های ناسالم و یافتن رویکردهایی جهت رفع این گونه عادت ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در واقع روزه با توجه به ماهیت عادت شکنی اش در این راستا می تواند از سازندگی لازم برخوردار باشد. افرادی که تجربه ی روزه را نداشته و توان انجام آن را ندارند نیز می توانند از سایر روش های مفید با توجه به شرایط شان استفاده کنند. زیرا انسانی که اسیر عادت های ناسالم شود، از انسان بودن خارج و حالت شئی یافته و زمان و مکان بر او غلبه می یابد. این امر به تدریج باعث می شود تا روند تعالی و تحول وجودی، انسانی و معنوی کند و یا متوقف شود.