به دادار جان آفرين

درود و دو صد آفرين

قسمت اول در واقع مقدمه اي براي معرفي شاعر و سراينده ي مثنوي صفات المؤمنين است.   

عباسيان و سلجوقيان با دعوت از مغولان اگر چه به ظاهر توانستند، اسماعيليان را از اريكة قدرت ظاهري به زير آورند. اما برخلاف ادعاي جويني و رشيد الدين فضل الله  نتوانستند به نظام اعتقادي اصحاب دعوه هاديه مهديه اماميه ( نامي كه اسماعيليان خود را بدان مي نامند ) خدشه اي وارد كنند.

آنان بيش از آنكه بتوانند نابودي و فناي اسماعيليان را شاهد باشند با دست خود تيشه بر ريشه خود زدند و زودتر از آنچه بتوان تصور كرد به تاريخ خود خاتمه بخشيدند.

در واقع اختلافات دروني و دور گشتن از آرمان هاي واقعي مهمترين دليل شكست اسماعيليان از مغولان بوده است، نه قدرت و عظمت مغولان و شاهد تاريخ، آنكه در سال ۶۵۱ هجري قمري مغولان به سر كردگي كيد قوبا به قلعه هاي قهستان حمله بردند ولي كاري از پيش نبرده و حتي در گردكوه شكست سختي خوردند و فرمانده آنان بوري كشته شد.

مغولان از اين بخت برخوردار گرديدند كه در عصر تضادها و دشمني هاي مسلمانان با يكديگر وارد قلمرو اسلام گرديدند.آنها از تفرق و اختلافات مسلمانان براي نابودي آنان مدد جستند. مسلمانان ( سلجوقيان، عباسيان )خود دعوت كنندگان مغولان به قلمرو اسلامي بودند. اينان براي رسيدن به اهداف  خود با دشمنان خود همسان گشتند تا آنجا كه خود در آتش خود سوختند.

در يك كلام مهمترين لطمة وارده از سوي مغولان و هم پياله گان آنان به اسماعيليه اين بوده كه آنان يكپارچگي و انسجام منطقه اي آنان را در ظاهر از بين بردند. امّا اسماعيليان به همت داعيان و حجتان به انتشار اعتقادات خود پرداختند. و چون اين دايره دعوت گستره مكاني وسيع و پراكنده اي را شامل مي شد ديگرچون عصر فاطميان آثار آنان در يك مركزيت نشر و انتشار نگرديد.

در طول تاريخ آثار ادبي باقي مانده از دوران پس از الموت به دو دليل عمده از گستردگي گذشته برخوردار نگرديد:

۱- انتشار آثار در پرده هاي تأويلي و دوري از بي پرده گويي، تا آنجا كه تشخيص اسماعيلي بودن  بعضي از آثار و اشخاص خود يك مشكل اساسي است. تا آن حد كه نامداراني چون مولوي، عطار، حافظ، سعدي، محمود شبستري، بابا افضل كاشاني، سهروردي، ملاصدرا، شاه نعمت الله ولي و … با آنكه به اعتقاد اسماعيليان و بعضي از مورخان از اصحاب اين طريقت هستند، اما به صراحت نشانه هايي در آثار آنان از اسماعيلي بودن آنان يافت نمي شود. ( چون آثار ناصر خسرو، مؤيد في الدين شيرازي، قاضي نعمان، حميدالدين كرماني و … ) و شايد شواهد تاريخي در طول تاريخ با سانسور و دخل و تصرف همراه گشته است تا آنجا كه از بين بيش از صد نسخه خطي اخلاق ناصري از داعي خواجه نصيرالدين طوسي تنها يك نسخه خطي از آن رنگ و بوي اسماعيلي بودن نويسنده را در خود حفظ كرده است كه آن نيز براي عموم شناخته شده نمي باشد. در ضمن جالب است كه بدانيم اين سانسور به خود خواجه نصيرالدين  طوسي نسبت داده شده است. و شايد بتوان گفت اسماعيليان با نگارش آثار خود در لفافه  و تقيه خواسته اند آثاري از براي عموم ارائه دهند تا آنجا كه همگان سنگ اشخاصي چون مولوي ، سعدي ، حافظ و … را به سينه مي زنند.

۲- يكدستي دشمنان اسماعيلي در نابودي آثار اسماعيليه،آنگونه كه در عصر فاطميان و الموت و دوران پس از آن اتفاق افتاده است كه نزديك ترين آن به عصر كنوني نابودي دو مجموعه عظيم از آثار اسماعيليان در چند سال گذشته توسط طالبان در افغانستان است كه اين نيز در راستاي دشمني هاي گذشته و ريشه دار با اسماعيليه است.

در هر صورت بر خلاف ادعاهاي تاريخي، اسماعيليان توانستند ۲۰ سال پس از سقوط الموت دوباره آن را بازسازي كرده و يكي از مراكز فعاليت خود نمايند. آنان با سقوط  الموت مركزيت دعوت را به آذربايجان منتقل كردند و از آنجا به هدايت جامعه شيعيان اماميه اسماعيليه و ارسال داعيان و حجتان و مبلغان مشغول شدند؛ تا آنجا كه وجود مبارك مولانا شمس الدين محمد باعث تحول عظيم روحي در جلال الدين محمد بلخي معروف به مولوي گرديد. و آثار حجت نامي ما حكيم نزاري قهستاني علي الخصوص سفرنامه او برخوردار از دلايلي است كه انتشار سازمان دعوت و تداوم سنت اسماعيلي در ايران را نشان مي دهند و اين گسترش و عظمت تا آنجاست كه اسماعيليان در آذربايجان معروف به اخوان الصفا  مي گردند. نامي كه جماعتي از روشنفكران اسماعيلي در قرن چهارم هجري قمري بر خود نهاده بودند و آن دايره المعارف بي نظير « اخوان الصفاء و خلان الوفاء» را به تاريخ اسلام عرضه داشتند.

آنچه مهم است اين است كه دايره دعوت در طول تاريخ قبل و بعد از الموت به همًت صاحبان سلسله مراتب روحاني همواره پويا بوده و خواهد بود. اين داعيان و حجتان نامدار بوده اند كه اين طريقت را به پيش برده اند و بر برگهاي زرين آن ورق ورق افزوده اند. و جالب است كه بدانيم اين حجتان و داعيان عمدتاً به صورت موروثي و خانوادگي در تشكيلات دعوت حضور داشته اند و هر يك از دامن پدر روحاني خود به مراتب عالي روحاني دست يافته اند. كه از سلسله موروثي داعيان و حجتان مي توان از خاندان  قاضي نعمان در عصر فاطميان و از خاندان ميرزا هاي سده در دوران پس الموت و از خاندان سردار ابوالحسن خان و سيد منصور كياني در سده هاي گذشته و حال نام ببريم.

در اين مقال كه در بردارندة مثنوي صفات المؤمنين از داعي نامدار حسين بن يعقوب شاه، از خاندان ميرزاهاي سده است. ما به اختصار به شرح حال اين داعي و شاعر ارجمند مي پردازيم.

خاندان ميرزاهاي سده آن گونه كه از روايات و شواهد تاريخي و سنتهاي شفاهي اسماعيليه بر مي آيد، نسبشان به داعي حسين قايني كه داماد حسن صباح نيز بوده است بر مي گردد. اما از تاريخ اين خاندان در فاصله زماني بعد از حسين قايني تا صادق كه احتمالاً معاصر مولانا مراد ميرزا در اواخر قرن  دهم هجري قمري بوده است مدرك و سند ديگري در دست نيست.

پسر صادق صوفي كه معاصر مولانا ذوالفقار علي در اوايل قرن يازدهم هجري قمري بوده و در اشعار شاعران خراسان از او بعنوان حجت ياد شده است.

پسر صوفي يعقوب نام داشته كه ظاهراً عمر طولاني كرده و معاصر چهار امام اسماعيلي يعني: مولانا ذوالفقار علي، مولانا نورالدهر، مولانا خليل الله دوم و مولانا شاه نزار بوده است و اشعاري در مدح مولانا ذوالفقار علي سروده و همچنين مرثيه اي بلند در سوگ مولانا خليل الله دوم سروده است كه در آن ضمن ياد كردن از سال 1090 هجري قمري به نام خود و پدرش اشاراتي كرده است.

پسر يعقوب حسين نام داشته است كه تولد او بايد در حدود سال ۱۰۴۷ هجري قمري رخ داده باشد. حسين بن يعقوب بن صوفي بن صادق … از داعيان نامدار اسماعيلي در قرن دوازدهم هجري قمري بوده است و آثاري نيز از او به نظم و نثر در دست است كه نشان از فضل و دانش اوست.آثار شناخته شده او عبارتند از :

۱- كتاب تزئين المجالس، كه شامل : مناجات نامه، پند و موعظه است براي مجالس مباركبادي و شبهاي متبرك چون شب يلدا و شب نوروز و اعياد مذهبي  چون عيد قربان و … مي باشد.

۲- مثنوي صفات المؤمنين، كه گنجيست بي همتا و ره توشه اي براي رسيدن به سر منزل مقصود كه همانا لقاءالله است.

۳- مناجات به روش اسماعيليان، كه نام امامان تا هنگام حيات شاعر در آن آمده و شامل مطالب جز اين، پيرامون عقايد باطنيان است.۱

۴- يك رساله كوچك، كه در بردارندة حكايتي از ۱۹ سالگي حسين بن يعقوب شاه در سال ۱۰۶۶ هجري قمري است و خود هدف از نگارش آن را اين چنين ذكر كرده است: « اين چند كلمه جهت قوت و فرح قلب اهل دين مبين و ازدياد اعتقاد و صداقت درويشان و ناهجان طريق يقين و توسل بشفاعت و جلالت دودمان طيبين و طاهرين به حيز تحريردر آمد.» از اين رساله مي توان دريافت كه داعي حسين به امر پدر عنان عزيمت به طرف ولايت قهستان معطوف داشته است و احتمالاً اين خاندان قبل از اين تاريخ در  پترو( در جنوب شرقي تربت حيدريه ) اسكان داشته اند. اين رساله به همًت خانم معزي تصحيح و چاپ گرديده است.

۵- و اشعار پراكنده ديگر، كه ميتوان در بياض ها مختلف از آنها سراغ گرفت.

سلسله نسب اين خاندان كه همگي نيز از بزرگان اين طريقت بوده اند، بنابر سنت شفاهي اسماعيليان قهستان از صادق تا مراد ميرزا چنين است: صادق، صوفي، يعقوب شاه، حسين، عبدالوهاب، اسماعيل، ميرزا كوچك، ميرزا حسين، عبدالغفار، ميرزا حسن، مراد ميرزا ، حسنعلي ميرزا .

البته مراد ميرزا در چند دهه اخير به اشتباه و كج فهمي متهم به رهبريت يك انشعاب با نام خود يعني « مراد ميرزايي » گشته است. كه اين نيز افتراء ديگري براي خراب كردن اين طريقت است. از بد بدتر اين كه افرادي از اين جماعت كه خود را صاحبان اين طريقت مي دانند به اين كج فهمي و نادرستي و بال و پر دادن به آن سهيم بوده و هستند. تا آنجا كه بر اساس گزارشات اين آقايان به اصطلاح مسئول، صاحب سخناني چون دكتر فرهاد دفتري و خانم دكتر مريم معزي به ثبت اين ناراستي در آثار خود پرداخته اند. 

در پايان اين مقدمه بايد بگوييم مثنوي صفات المؤمنين داعي ملا حسين بن يعقوب شاه از جمله آثار يگانه و بي مانند تاريخ اسماعيلية بعد از الموت است. مثنوي كه در بردارنده صفاتي است كه پيروي از هر يك از آنها مي تواند آدمي را به صراط المستقيم رهنمون گردد و باشد كه هر يك از ما در بردارندة اين صفات گرديم. انشاء الله.

نادم

 

منابع:

۱- بزرگان قاين  / سيد محسن سعيد زاده / چاپ اول ۱۳۶۹

۲- رساله حسين بن يعقوب شاه / مريم معزي / فصلنامه مطالعات تاريخي/ ش 11و12 / س۱۳۷۰

۳- اسماعيليان پس از مغول / ناديا ابو جمال / ترجمه  محمود رفيعي /  هيرمند / چاپ اول ۱۳۸۲

4- پژوهش در باب اسماعيليان پس از سقوط الموت / پايان نامه كارشناسي ارشد/ مريم معزي / دانشگاه فردوسي مشهد / سال ۱۳۷۱

۵- چهار دفتر شعري كه در بردارنده مثنوي صفات المؤمنين كه بر اساس آنها مثنوي تصحيح گرديده است .با سپاس و امتنان از صاحبان دفاتر شعري كه ما را درين راه ياري رسانده اند.  


۱- شماره ۱ تا ۳در مجموعه ايوانف رديف ۷۲۵ معرفي و فيلم آن به شماره ۳۶۳۹ در دانشگاه تهران موجود است.