مقاله تاریخ شیعیان اسماعیلی در ایران مرکزی از سعید مجیدی
تاریخ شیعیان اسماعیلی
در ایران مرکزی
سعید مجیدی
پيروان دين اسلام پس از رحلت پيامبر اكرم (ص)به دو گروه « شيعه » و « سني » تقسيم شده اند. در اين ميان طريقت اسماعيليه شاخه اي از درخت قوي و برومند تشيع مي باشد. طريقتي كه با الهام و فراگيري از نهضت خونين عاشواري حسيني سال 61 هجري قمري، نهضتهاي شكومندي را به انجام رساند. و با الهام از همين مكتب در مقابل ظلم و بيداد ايستاد و هدفي جز اعتلاي دين حق، زنده كردن سنت رسول اكرمr و راه رسم علي بن ابيطالبu دفاع از خويشتن و دفع ذلت و خواري نداشتند.
با رحلت امام جعفر صادق (ع) بسال 148 هجري قمري پيروان آن حضرت به شش گروه تقسيم شدند. يكي از اين گروهها، شيعيان اسماعيليه مي باشند، كه معتقدند امام جعفر صادق (ع) در زمان حيات خود اسماعيل را به جانشيني تعيين و نص امامت را به اسم او كرد و همچنين معتقدند كه اسماعيل در زمان حيات پدر درگذشت و بعد از او فرزندش محمد بن اسماعيل جانشين وي گشت. بعد از وفات محمد بن اسماعيل در سال 179 هجري قمري چهار نسل از ائمه شيعيان اسماعيلي ( وفي احمد - تقي محمد - رضي الدين عبدالله - محمد المهدي ) بعلت تعقيب و آزار عوامل قدرتهاي دنيوي، بناچار مخفيانه و مستور مي زيستند. با اين همه در دوران اختفاي اين ائمه حجتان و داعيان از طرف آنها مردم را دعوت و سازماندهي مي كردند. سرانجام با مبارزات پي گير و خستگي ناپذير اين حجتان و داعيان، شيعيان اسماعيلي موفق شدند در اواخر قرن سوم هجري قمري، در سرزميني كه امروزه « تونس » ناميده مي شود، حكومتي را تأسيس نمايند كه بنام حضرت فاطمه حكومت « فاطميان » ناميده مي شود. بدين ترتيب اولين حكومت مستقل شيعيان توسط شيعيان اسماعيلي و به رهبري امام آنها عبدالله المهدي در سال 297 هجري قمري در شمال آفريقا بر پا گرديد. حكومتي كه در آن براي اولين بار اذان شيعه از مناره هاي مساجد شهرها شنيده شد و نماز شيعه در مساجد بر پا گرديد و فقه شيعه بصورت فقه رسمي كشور به اجرا درآمد، و تمامي شعارها و نشانه هاي شيعي جلوه گر شد، از آنجمله عزاداري به مناسبت شهادت حضرت امام حسين (ع) و يارانش مي باشد.الف(در پاورقی)
شيعيان اسماعيلي در زمان معز الدين الله، بسال 358 هجري قمري مصر را فتح كردند و شهر« قاهره معزيه » را بنا نهادند و در سال 359 هجري قمري شالودة « دانشگاه الازهر » اولين دانشگاه جهان را پايه ريزي نمودند. حكومت فاطميان در مصر از فعّاليت هاي فكري حمايت مي كردند. كتابخانه هاي بزرگ در قاهره تأسيس نمودند و در نتيجة كوشش هاي آنها پايتخت دولت فاطمي مركز پُر رونق تحقيقات اسلامي، علوم، هنر و فرهنگ شد. مضاف بر اين نقشي برجسته و مهم در تجارت و بازرگاني بين المللي ايفا كردند. دورة فاطميان بر روي هم رفته نه تنها يك عصر شكوهمند را در تاريخ شيعيان اسماعيليه مشخص مي سازد، بلكه نشانگر يكي از بزرگترين اعصار تواريخ اسلام و مصر نيز هست. از اين بابت مرحلة برجسته اي در تحول و تكامل تمدن اسلامي محسوب مي شود. بطوريكه اگر ما زندگي علمي و معنوي جهان اسلام را در قرن چهارم هجري قمري و بعد از آن را مطالعه نمايم، مي بينيم كه بيشتر دانشمندان تحت تأثير افكار شيعيان اسماعيلي قرار گرفته اند. درست بهمين دليل است كه لوئي ماسينيون قرن چهارم هجري را قرن « اسماعيلي اسلام » ناميده است. در زمان المستنصربالله ( هشتمين و آخرين امام دوره فاطمي ) كار دولت فاطمي؛ چنان بالا گرفت كه در سال به ياد ماندني 450 - 451 هجري قمري، براي مدت كوتاهي در بغداد هم خطبه نماز جمعه به نام المستنصربالله خوانده شده و از مناره هاي مساجد آن اذان شيعه گفته شد و نماز شيعه در مساجد بر پا گرديد. اگر حمايت تركان سلجوقي نبود، حكومت عباسي كه در آن زمان قلب دنياي اهل سنت بود بكلي نابود گشته بود.
پس از رحلت مستنصربالله بسال 487 هجري قمري، بزرگترين انشقاق در ميان شيعيان اسماعيلي، بر سر جانشيني او بوجود آمد و اسماعيليان به دو گروه « نزاري » و « مستعلوي » بنام دو پسر مستنصربالله تقسيم شدند. در اين زمان حسن صباح كه حدوداً هفده سال قبل يعني در سال 473 هجري قمري از طرف مستنصربالله مأمور سازماندهي پيروان طريقت شيعه اسماعيلي در ايران و مناطق شرق جهان اسلام گرديد و موفق شد قلعه الموت را در سال 483 هجري قمري تصرف كند، در مقابل اين دو دستگي واكنش نشان داد و از نزار ب(در پاورقی) فرزند ارشد مستنصربالله، كه پدرش او را در زمان حيات به جانشيني خود تعيين و نص امامت را باسم او كرده بود حمايت كرد.
شيعيان اسماعيلي نزاري به رهبري حسن صباح، در قلمرو سلجوقيان بويژه در ايران، دولتي از آن خوبش تشكيل دادند، دولتي كه مركز آن در قلعه الموت در شمال ايران بود و حدود 171 سال دوام آورد و سرانجام در زير حملات و يورش هاي افواج مغول در سال 654 هجري قمري سقوط كرد. پس از حسن صباح و دو جانشين بعدي او كه به عنوان حجت هدايت امت شيعه اسماعيلي را عهده دار بودند، ائمه شيعه اسماعيلي كه تا آن زمان به طور مستور ( الهادي – المهتدي – القاهر ) در حومه الموت زندگي مي كردند، توانستند بطور علني و آشكار هدايت ديني و دنيوي امت خود را بدست گيرند. بدين ترتيب در دوره الموت سه حجت و پنج امام حكومت كردند.
حكمرانان اسماعيلي نزاري در الموت ( 483 – 518 )
به عنوان حجت :
1- حسن صباح ( 483 - 518 هجري قمري )
2- كيا بزرگ اميد ( 518 - 532 هجري قمري )
3- محمد كيا بزرگ اميد ( 532 - 557 هجري قمري )
به عنوان امام :
4- حسن علي ذكر السلام پ(در پاورقی) ( 557 - 561 هجري قمري )
5- نورالدين محمد ( اعلي محمد ) ( 561 - 607 هجري قمري )
6- جلال الدين حسن ( 607 - 618 هجري قمري )
7- علاء الدين محمد ( 618 - 653 هجري قمري )
8- ركن الدين خيرشاه ( 653 - 654 هجري قمري )
پس از اين مقدمه طولاني كه خلاصه شده چندين قرن تاريخ پر شكوه شيعيان اسماعيلي مي باشد؛ به اين سئوال مي رسيم، كه پس از سقوط الموت شيعيان اسماعيلي چه كردند؟ و چه شد كه گذرشان به مناطق مركزي ايران افتاد؟ براي پاسخ دادن به اين سئوالات در اين گزارش تاريخي به بررسي تاريخ شيعيان اسماعيلي بعد از دوران الموت، خصوصاً در نواحي مركزي ايران ( محلات، انجدان، كهك و … ) تا عصر حاضر مي پردازيم.
با سقوط الموت و شهادت ركن الدين خيرشاه بدست مغولان، تا مدت ها مورخان گمان مي كردند كه جامعه شيعيان اسماعيلي به كلي نابود شده است. اما تاريخ گواه است كه اين طريقت نابود نگرديد و بسياري از شيعيان اسماعيلي كه از كشت و كشتار مغول در قهستان و رودبار جان سالم بدر بردند، توانستند شمس الدين محمد ت (در پاورقی) پسر و جانشين منصوص ركن الدين خيرشاه را از دست مغولان محفوظ و پنهان نمايند، و حتي در سال 674 هجري قمري موفق شدند به رهبري شمس الدين محمد، قلعه الموت را مجدداً تسخير و بازسازي نمايند و اين قلعه را تا زمان شاه عباس صفوي حفظ نمايند. ( كتاب فرمانروايان گيلان )
از كنايه و اشاره هاي نزاري قهستاني ( كه در سال 678 هجري قمري به آذربايجان رفت و شمس الدين محمد را ملاقات كرد ) در مي يابيم كه شمس الدين محمد ( 654 – 710 ) و فرزندش قاسم شاه ( 710 - 771 ) در آذربايجان مي زيستند و آن منطقه براي مدت دو قرن مركز امامت شيعيان اسماعيلي بوده است.
بعد از وفات قاسم شاه، پسرش اسلام شاه ( 771 - 829 ) و سپس نوه اش محمد بن اسلام شاه ( 829 - 868 ) امامت شيعيان اسماعيلي را عهده دار گرديدند.به نظر مي رسد كه اسلام شاه در ايام كشتار شيعيان اسماعيلي بدست تيمورلنگ، محل سكونت خود را از آذربايجان به شهر بابك تغيير داده است. بدين ترتيب دو نسل از ائمه شيعيان اسماعيلي در قلعه شهر بابك كه از مدت ها قبل در اختيار شيعيان اسماعيلي بود ساكن شدند . مسجد شهر را كه امروز هم آثارش باقي است، بنا نهادند. ث(در پاورقی)
اسماعيليان انجدان :
بعد از وفات محمد بن اسلام شاه، به سال 868 هجري قمري، فرزندش مستنصربالله بر مسند امامت شيعيان اسماعيلي نشست. وي از شهر بابك به انجدان نقل مكان كرد و آنجا را مركز امامت شيعيان اسماعيلي نمود؛ در حالي كه جامعه متشكلي از شيعيان اسماعيلي از دوران امامت اسلام شاه ( 771 – 829 ) در انجدان و ساير مناطق ايران مركزي ساكن بوده و فعاليت مي كردند. ج(در پاورقی)
علت اينكه چرا انجدان مورد توجه امامان شيعه اسماعيلي قرار گرفت، بدرستي آشكار نيست. شايد آب و هواي مفرح و حاصلخيز بودن انجدان، نزديك بودن به مناطق شيعه نشين و شمار بسياري اسماعيليان كه در اين مناطق زندگي مي كردند را بتوان از علل آن دانست.
مستنصربالله در سال 885 هجري قمري در انجدان وفات يافت. مقبره مستنصربالله كه هنوز اهالي محل از او به نام « شاه قلندر » ياد مي كنند، قديمي ترين اثر معماري شيعيان اسماعيلي در انجدان است. اين مقبره داراي پلاني هشت ضلعي مي باشد، كه براي ساخت گنبد بعد از بالا بردن ديوار به شانزده ضلع تبديل شده و گنبد بر فراز آن احداث شده است. گنبد ساخته شده بر روي اين بقعه دو پوشه است. مصالح بكار رفته در اين بنا از آجر، سنگ و گچ و بدنه داخلي آن عاري از تزئينات معماري است. در حجره مياني اين بنا ضريح چوبي، با منبت كاري بس زيبا قرار دارد… روي ضريح نوشته اند : قبر مطهر، و مقدس و منور شاه مستنصربالله … به امر و عنايت عبدالسلام … در سه طرف اين ضريح با خط بسيار زيبا نسخ قرآني تمام آيه الكرسي حك شده و در طرف ديگر آن ضريح، آمن رسول الي ربك بما انزل … تا آخر آيه و در قسمت زيرين اين ضريح نوشته شده است : « به خط بنده حقير عبدالجليل در سنه 885 هجري قمري » و اين اشعار بر روي ضريع به خط خوش نقش شده است :
حــمد الهــي بــنگار اي دبــير
چون رقم از مشك زني بر حرير
فاتـحه نــامه ، بـنام خـداسـت
ختـم رسالت بـه كـلام خـداست
هر كه بنامش سخن آغاز كرد
نامــه او را خـــرد اعــزاز كـرد
بـر ورق از زر نـتوان زد رقم
نــام خــدا تـا نـنـگــارد قلـــم
نــام خـدا بــاد سـر نـامـه ام
حمــد الهــي صفت خــامــه ام
هـمدم آنكس كه دمي مي زنـد
در ره شــوقش، قــدمي مي زنـد
بعد از وفات مستنصربالله، فرزندش عبدالسلام جانشين وي گرديد. آرامگاه عبدالسلام كه در سال 889 هجري قمري در انجدان وفات يافت، كشف نشده است. ايوانف احتمال مي دهد صندوقي كه مي بايست بر روي آرامگاه عبدالسلام باشد مفقود شده است. اما مقبره پسر و جانشينش، غريب ميرزا كه وي نيز لقب مستنصربالله داشت در انجدان محفوظ مانده است. منظره اين مقبره نشانه ها از ويراني و بي توجهي دارد. سنگهاي مرمري با حجاريهاي بسيار دلپذير بدون هيچ نگهداري از عوامل طبيعي در اين طرف و آن طرف پراكنده است و بناي خود مقبره كه هشت گوشه و داراي گنبد مي باشد سست و لرزان گرديده است. ايوانف نوشته است : « در اين آرامگاه ضريعي شبيه به آنچه در مزار مستنصربالله است وجود دارد كه بر روي آن چنين نوشته شده است : اين صندوق شاه مستنصربالله ( غريب ميرزا ) پسر عبدالسلام شاه الحسيني است و بر روي آن تاريخ 10 محرم 904 هجري قمري قيد شده است ».
متاسفانه در دوهه اخير كساني كه به درون مقبره شاه قلندر و غريب ميرزا رخنه كردند. ضريح چوبي آن را شكسته اند. از اين رو اكنون تكه هاي از آن ضريع باقي مانده است. خوشبختانه در سال 1376 شمسي بقعه شاه غريب ميرزا به شماره 2453 و بقعه شاه قلندر به شماره 2452 در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده و اميدواريم كه به زودي مرمت و بازسازي گردد.
بعد از غريب ميرزا، فرزندش ابوذر علي جانشين وي گرديد. بنابر روايت شيعيان اسماعيلي او دختر شاه اسماعيل و خواهر شاه تهماسب صفوي را به همسري گرفت. همچنين تا آنجا كه در مقابر امامان شيعيان اسماعيلي در انجدان جستجو شده است. هيچ مزاري كه مربوط به ابوذر علي باشد يافت نشده است. امكان دارد مقبره ابوذر علي، همان مزار « بوذر علي » باشد كه در كنار مسجد جامع قائن ( در جنوب خراسان ) قرار گرفته است.
بعد از وفات ابوذر علي فرزندش مراد ميرزا جانشين او گشت. در زمان اين امام شيعيان اسماعيلي در سپاه و دستگاه اداري صفوي به مقامهاي بالايي رسيدند، ولي شاه تهماسب كه از افزايش پيروان و منابع مالي مراد ميرزا در ايران و هند نگران شده بود، دستور حمله به انجدان را صادر كرد. اميرخان حاكم همدان كه مأمور سركوبي شيعيان اسماعيلي شده بود، انجدان را محاصره كرد، تعداد زيادي از آنان را كشت و اموالشان را غارت كرد. مراد ميرزا به كمك يارانش به قندهار رفت و در آنجا مورد حمايت پيروانش قرار گرفت. امّا چند ماه بعد سپاه صفوي او را دستگير كرده نزد شاه تهماسب بردند و بسال 981 هجري قمري به دستور شاه تهماسب، مراد ميرزا را بشهادت رساندند. چ(در پاورقی)
بعد از مراد ميرزا، پسرش ذوالفقار علي جانشين وي گرديد. در دوران وي روابط اسماعيليان با دربار صفوي بهبود كلي يافت. گواه بر اين روابط نزديك ميان صفويان و اسماعيليان، كتيبه اي است بسال 1036 هجري قمري كه در مسجد ذوالفقار علي در انجدان نسب شده است و بر طبق اين فرمان شاه عباس صفوي بخشش سنواتي را از دريافت مالياتهاي دولتي به اين امام نشان مي دهد. از دوران ذوالفقار علي؛ حسينيه، مسجد و نخلي تاريخي ( وسيله اي كه در ايام سوگواري سيد الشهدا ،امام حسين u از آن استفاده مي كنند ) در انجدان به يادگار مانده است. اين نخل هنوز مورد احترام اهالي آن سامان بوده و در روز عاشورا، از تمامي آبادي هاي اطراف كه براي عزاداري در اين محل جمع شده آن را به تكيه ها و مساجد مي برند. امروزه اين نخل در حسينيه تازه تأسيس در محل قديمي حسينيه ذوالفقار علي وجود دارد.
ذوالفقار علي مطابق سنگ نوشته روي سنگ قبرشان در 2 رمضان 1043 هجري قمري در انجدان وفات يافت. سنگ مزار اين امام هنوز در انجدان در آرامگاه شاه قلندر باقي است.
بعد از ذوالفقار علي، فرزندش نورالدين علي امامت شيعيان اسماعيلي را عهده دار گرديد، او نيز در سال 1082 هجري قمري در انجدان وفات يافت و در كنار مقبره غريب ميرزا به خاك سپرده شد.
بعد از نورالدين علي، فرزندش شاه خليل الله جانشين وي گرديد. وي دختر شاه عباس صفوي بنام شرف نساء بيگم را به همسري گرفت و عمارتي در انجدان براي او ساخت، بنام عمارت شرفيه، كه تا همين اواخر هم موجود بود. شاه خليل الله نيز در سال 1090 هجري قمري وفات يافت. سنگ قبر او هنوز در يكي از ديوارهاي مقبره غريب ميرزا در انجدان برجاست. وي آخرين امام شيعه اسماعيلي است كه در انجدان وفات يافت. ح(در پاورقی)
اسماعييليان در كهك :
بعد از وفات شاه خليل الله، فرزندش نزار به امامت رسيد در قصيده اي كه منسوب به شاه نزار مي باشد به خردسال بودن و كوچك بودن جثة خود اشاره كرده است.
گويند فلان جاهل ( و ) طفل است ندانند
طفلم نشمارند كه من پير كبارم
شاه نزار در طي دهه هاي نخستين امامتش مقر امامت و دعوت شيعيان اسماعيلي را بنابر دلايل نامعلومي از انجدان به كهك، روستاي واقع در45 كيلومتري شمال شرق انجدان و شمال غرب محلات منتقل ساخت. اما آنگونه كه از سنگ نوشته هاي موجود در اين آرامگاه بر مي آيد، گروهي از بستگان از جمله برادر و عمويشان ( ميرزا علي اكبر ميرزا نورالدهر، متوفي 1126 هجري قمري) شاه نزار را در اين سفر همراهي كرده اند.
يكي از اسامي شاه نزار « عطاء الله » بوده است بهمين دليل بعدها اسماعيليان كرمان كه از عشاير خراساني بودند و به ابتكار شاه نزار به اطراف سيرجان كوچ كرده اند « عطااللهي » خوانده شدند.
در دوران امامت شاه نزار، فيلسوف و حكيم عالي مقام « ملاصدراي شيرازي » به كهك نقل مكان كرد و مدت 15 سال كه در كهك ساكن بود، تحت راهنمايي و كمك شاه نزار، كتاب الاسفار را تأليف نمود و به تدريس آن پرداخت. ( تاريخ اراك – سيماي اراك )
شاه نزار بنابر كتيبة روي سنگ قبرشان در روز سه شنبه سوم ذيحجه 1134 هجري قمري وفات يافت و به امر و اهتمام پسر و جانشينش سيد علي، بناي اوليه اين مقبره خانوادگي و سنگ مزار شاه نزار ساخته شد. دوران امامت سيد علي مصادف با حمله افغانان به ايران بود، كه دامنه اش تا كهك نيز رسيده بود. در قتل و عامهاي افغانان در كهك تعداد زيادي از شيعيان اسماعيلي به شهادت رسيدند، صحت اين سخن از شمار مقابري كه در كهك موجود است و مربوط به سالهاي 1135 تا 1137 هجري قمري مي باشد، بر مي آيد. بطوري كه بر روي يكي از مزارهاي اين آرامگاه كه مربوط به سال 1137 هجري قمري است، صريحاً به كشته شدن صاحب مزار به دست افغانان اشاره شده است.
گلبن، خوشبوي از باغ رضا
چون شهيد از باغ افغان گشته بود
كهك روستايي كه امروزه از توابع بخش دودهك و زير نظر فرمانداري دليجان اداره مي شود، در حدود 40 كيلومتر از جاده اصلي قم و دليجان فاصله دارد. جمعيت اين روستا در حدود 30 خانوار مي باشد كه بكار كشاورزي و دامپروري مشغول مي باشند و در سالهاي اخير بعلت خشكسالي، تعداد زيادي از ساكنان اين محل، به شهرهاي اطراف كوچ كرده اند. بطوري كه امروزه اكثريت ساكنان اين محل را افراد پير و ميانسال تشكيل مي دهند.
مقبره خانوادگي شاه نزار، درون باغي با درختان كهنسال كه به محيط زيبايي و طراوت خاصي مي بخشد قرار گرفته است. كتيبه اي بزرگ در بالاي ايوان اين بنا مي رساند كه اين بنا در سال 1345 شمسي بفرمان شاه كريم الحسيني و بتوسط مرحوم امير اسعد شاه خليلي تجديد بنا شده و بشكل امروزي در آمده است. ساختماني چهار گوش با نماي آجري، تقريباً در وسط اين باغ قرار دارد كه شامل سه اتاق، راهرو و بالكن مي باشد. در كف هر يك اين اتاق ها چندين سنگ قبر وجود دارد كه بعضي بخط فارسي و بعضي بخط گجراتي است و مربوط به روزگاراني مي شود كه شاه نزار در اين مكان به سر مي برده و شيعيان اسماعيلي از تمامي نقاط به ديدارش مي شتافتند. سقف گنبدي اين اتاق ها، گچبري شده كه متأسفانه امروزه اين گچبري ها به صورت نيمه ويران در آمده و در حال فرو ريختن است. در بالاي ديوار اين اتاقها، پنجره هاي مشبك ( چوبي ) زيبايي جلوه نمايي مي كند. در برخي از طاقچه هاي ديوار چيزهاي مثل مُهر نماز، صفحات قرآن، قاب عكس و … وجود دارد. در ديوار رو به قبلة اتاق اصلي كه گنبد دارد، دو تخته سنگ نصب گرديده است كه نزديك به دو قدم از هم فاصله دارند، تخته سنگ دست چپ كه طول آن حدوداً 150 سانتي متر و از جنس سنگ سياه مي باشد، از آن شاه نزار است. دور تا دور اين سنگ اسامي ائمه شيعه اثني عشريه، كه شيعيان اسماعيلي آنها را امامان مستوع خود مي دانند حك شده است. تخته سنگ دست راست، كه كاملاً شبيه به تخت سنگ شاه نزار است. ظاهراً از آن يكي از خدمتگزاران شاه نزار مي باشد. در چوبي كنده كاري شدة اين اتاق كه تقريباً 285 سال قدمت دارد كوتاه مي باشد بطوريكه در هنگام ورود به اين اتاق بايد بصورت خميده داخل شد. در بزرگترين حجره اين مقبره سنگ قبر سيد علي قرار دارد اين سنگ بسيار زيبا، از جنس مرمر مي باشد، كه دور تا دور آن اسامي چهارده معصوم و اشعار و آيات قرآني حك شده است. در اتاق ديگر چندين سنگ قبر وجود دارد كه يكي از اين سنگها متعلق به آقاي عطاء الله آقاخاني است كه هم اكنون در قيد حيات مي باشد. در خارج از ساختمان نيز مقابري جديد وجود دارد كه تاريخ سنگ نوشته هاي آنها بسالهاي اخير مربوط مي شود و از روي نام خانوادگي اين قبور بر آيد كه متعلق به طايفه خراساني مي باشد. همچنين در ضلع شرقي ساختمان مقبره، كاروانسرايي متروكه قرار دارد. از اين كاروانسرا در گذشته، جهت اقامت و استراحت مسافراني كه از نقاط مختلف به ديدار شاه نزار و سيد علي مي آمدند استفاده مي شده است. در پشت ساختمان مقبره آثار قلعه اي كوچك نيز بر روي تپه اي بلند و مشرف بر روستا ديده مي شود كه احتمالاً در عصر شاه نزار قلعه اي نظامي بوده و براي تأمين امنيت جاده و روستا استفاده مي شده است.
از دوران امامت شاه نزار نخلي به يادگار مانده است كه هنوز هم مورد احترام اهالي كهك مي باشد. بطوريكه از سال 1375 شمسي در روز تاسوعا جمعيت عزادار اين روستا نخل شاه نزار را از مسجد روستا خارج نموده و پس از حركت در كوچه هاي روستا در حالي كه دسته هاي سينه زني با شعارها و نوحه هاي مخصوص عزاداري نخل شاه نزار را مشايعت مي نمايند به داخل مقبره شاه نزار مي برند و در آنجا از طرف شيعيان اسماعيلي كه از مناطق مختلف در اين محل جمع شده اند استقبال و پذيرايي شده، شربت و چاي صرف مي شود. سپس جمعيت عزادار شيعيان اسماعيلي و اثني عشري، در حال كه نخل را بر روي دوش حمل مي كنند به اجراي مراسم سوگواري و سينه زني مي پردازند، و پس از اتمام اين مراسم جمعيت عزادار روستاي كهك به محل هاي خود باز مي گردند. جامعه عزادار شيعه اسماعيلي، بعد از اقامه اذان ظهر به برپايي نماز ظهر تاسوعا مي پردازند و پس از صرف ناهار، تا عصر به مراسم عزاداري خود ادامه مي دهند. لازم به ذكر است كه آقاي امير حسين شاه خليلي و آقاي عطاء الله آقاخاني در بر پا ساختن اين مجالس عزاداري سهم بزرگي دارند و با همت و كوشش اين بزرگواران و توافق سازمان ميراث فرهنگي اراك بالاخره در سال 1376 شمسي اين مقبره خانوادگي در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده و طي توافقات به عمل آمده با اين سازمان، اميد است كه بزودي اين بنا بازسازي و مرمت گردد.
پس از وفات سيد علي در سال 1139 هجري قمري، حسن علي معروف به حسن بيك، جانشين وي گرديد. در زمان او مقر امامت شيعيان اسماعيلي از كهك به شهر بابك كرمان انتقال پيدا كرد. وي بعلت مردم داري و سخاوتش مورد احترام خاص و عام قرار گرفت. بنابر روايات شيعيان اسماعيلي، حسن علي از اقدامات نادرشاه در حمله به هند حمايت زيادي نمود و خود او هم در اين حمله شركت كرد ولي پس از بازگشت از هند نادرشاه كه از نفعوذ زياد او در هند و ايران به هراس افتاده بود، با حيله سيد حين علي را دستگير و كور نمود. پس از حسن علي، قاسم علي و بعد از او ابوالحسن علي امامت شيعيان اسماعيلي را عهده دار گرديدند. ابوالحسن علي رابطه بسيار نزديكي با كريم خان زند بر قرار نمود و از طرف او به حكومت كرمان منسوب شد. دوران طولاني حكومت او در كرمان همراه با امنيت و آسايش و رفاه براي اهالي اين ديار بود. در اين ايام ابوالحسن علي بخاطر محبوبيتي كه در اين ديار داشت بيگلربيگي ناميده شد. او مردي خبير بود كه امور را با مشورت ديگران بخصوص پدر ميرزا حسن وزير انجام مي داد. ولي آنجا كه مسائل مردم مطرح مي شد، براي كسي اهميت قائل نبود، تا جايي كه محمد علي خان پسر بزرگ دوستش ميرزا حسن خان را كه شرارت مي كرد دستگير و به شيراز نزد كريم خان زند فرستاد تا تنبيه شود. ( تاريخ كرمان ) او از در آمد شخصي خود آثار و بناهاي زيادي مانند بازار، آب انبار، مسجد و حسينيه در كرمان و شهرهاي ديگر ساخت. هنوز هم در شهر بابك و سيرجان حسينيه و مسجدي كه در زمان ابوالحسن علي ساخته شده است وجود دارد. سيد ابوالحسن علي در سال 1206 هجري قمري در كرمان وفات يافت و در مقبره مشتاقيه كرمان دفن گرديد.
بعد از او فرزندش شاه خليل الله جانشين وي گرديد. شاه خليل الله بعد از نا آرامي و بي ثباتي كرمان، مركز امامتش را در كهك قرار داد و بيست سال در آنجا زندگي كرد و با بي بي سركاره دختر محمد صادق خان محلاتي ازدواج كرد و از اين همسر، آقاخان اول در سال 1219 هجري قمري در كهك به دنيا آمد. شاه خليل الله در سال 1230 هجري قمري به يزد نقل مكان كرد ولي همسر و فرزندانش ( سردار باقرخان – سردار ابوالحسن خان – حسنعلي شاه ) را در كهك باقي گذاشت.
وي در سال 1232 هجري قمري در يزد به شهادت رسيد و در نجف اشرف بخاك سپرده شد و بعد از او فرزندش حسنعلي شاه بر مسند امامت نشست. فتحعلي شاه قاجار به اين امام لقب افتخاري آقاخان داد و او را به حكومت قم و محلات منسوب كرد. محلات در زمان حسنعلي شاه آباد شد. قلعه اي بزرگ و محكم با ساختمانهاي مستعد براي سكونت خانواده امام و پيروانش در محلات ساخته شد و همچنين حسنعلي شاه، حسينيه اي كه در زمان پدر بزرگوارش در محلات پايه ريزي شده بود را تكميل كرد و در آنجا به برگزاري مجالس سوگواري ايام محرم مي پرداخت و چندين دهات بزرگ از قبيل حسن آباد، دولت آباد را وقف عزاداري در محلات نمود. از مرحوم حسنعلي شاه عَلَم و نخلي به يادگار مانده است، كه امروزه در ميان اهالي محلات به عَلَم و نخل سركار آقا معروف است، بطوري كه همه ساله در روز تاسوعا، اولين عَلَمي كه از حسينيه هاي محلات بايد خارج شود عَلَم آقا حسنعلي شاه مي باشد. اما نخل آقا حسنعلي شاه از حسينيه خارج نمي شود، فقط نخل ديگري كه از جاي ديگر وارد حسينيه شده، در زير دست نخل آقا قرار مي گيرد، پس از بلند شدن نخل آقا، آن نخل هم حركت داده مي شود ( شيعيان اسماعيلي از زمان آقا حسنعلي شاه تا زمان شاه كريم الحسيني آقاخان چهارم در اين محل مراسم عزاداري محرم را بر پا مي كردند و در اجراي اين مراسم عزاداري عطاء الله آقاخاني و مرحوم امير اسعد شاه خليلي سهم زيادي داشتند. )
حسنعلي شاه در سال 1251 هجري قمري، به پيشنهاد قائم مقام فراهاني و موافقت محمد شاه قاجار، طي فرماني به عنوان والي كرمان تعيين شد. وي موفق شد آشوبهاي جنوب ايران را با هزينه هاي شخصي از ميان ببرد و امنيت و آسايش را به آنجا بازگرداند خ(در پاورقی). ولي با شهادت قائم مقام فراهاني و به صدارت رسيدن حاج ميرزا آقاسي، رابطه آقاخان با محمد شاه قاجار به شدت تيره شد؛ كه منجر به قيام آقاخان اول و نهايتاً ترك ايران و اقامت در هندوستان گرديد. بعد از اين مهاجرت در سال 1260 هجري قمري آقاخان اول سردار فداكار و برادر رشيد خود ( سردار ابوالحسن خان ) را جهت جلوگيري از قتل عام شيعيان اسماعيلي، توسط قواي دولتي و همچنين هدايت و راهنمايي شيعيان اسماعيلي، از قندهار به ايران بازگرداند. سردار ابوالحسن خان بعد از مدتي درگيري با قواي دولتي و اسارت در زندان تهران مورد توجه ناصر الدين شاه قاجار قرار گرفت و از زندان آزاد گرديد. وي بقيه عمر خود را در محلات صرف هدايت جامعه شيعه اسماعيلي نمود و سرانجام در سال 1297 هجري قمري وفات يافت و در مقبره شاه خليل الله در نجف دفن گرديد. بعد از وفات سردار ابوالحسن خان فرزندان وي، مأموريت هدايت و راهنمايي شيعيان اسماعيلي را عهده دار گرديدند و شهرهاي محلات، كهك، انجدان و … را تا همين اواخر در كنترل و نظارت خويش داشتند. كه از آنجمله اعتبار السلطنه، شاپور خان شاه خليلي ( پدر مرحوم امير اسعد شاه خليلي )، عطاء الله آقاخاني و مرحوم تيمسار امير اسعد شاه خليلي و شاهرخ شاه خليلي را مي توان نام برد. در نتيجه آنگونه كه از منابع تاريخي بر مي آيد، اگر چه از روزگار سيد حسن علي بيك، امامان شيعه اسماعيلي از كهك و نواحي اطراف آن بيرون آمدند ولي هيچگاه كهك و محلات و نواحي پيرامون آن را بكلي رها نكردند.
حسنعلي شاه ( آقاخان اول ) در جمادي الاول 1298 هجري قمري در هند وفات يافت و در محلي بنام حسن آباد دفن گرديد. پس از او فرزندش عليشاه معروف به آقاخان دوم بجاي وي نشست. آقا عليشاه در سال 1243 هجري قمري در كهك بدنيا آمد و از طرف پدر برخي از امور شيعيان اسماعيلي ايران را تا سال 1261 هجري قمري عهده دار بود و بعد از آن به هندوستان رفت و در آنجا اقدامات زيادي در جهت بهبود و رفاه جامعه شيعيان اسماعيلي هند انجام داد و به رياست انجمن ملي محمدي مسلمانان هند منسوب گرديد و تا پايان عمر اين سمت را دارا بود. آقا عليشاه در سال 1302 هجري قمري در هند وفات يافت و در مقبره خانوادگيشان در نجف اشرف بخاك سپرده شد.
بعد از آقا عليشاه فرزند خردسالش، سلطان محمد شاه حسيني معروف به آقاخان سوم جانشين وي گرديد. آقاخان سوم در مدت طولاني عمر خود نقش بسيار فعالي در سياست هند داشت. وي در سال 1329 شمسي از زادگاه خانوادگي خود محلات و حسينيه اي كه از زمان پدر بزرگش در محلات باقي مانده بود ديدن كرد. ام حبيبه همسر آقاخان سوم بعد از سفري كه در اين سال به ايران آمد در خاطرات خود مي نوسيد: « يك كيسه از خاك ايران را شوهرم همراه خود دارد و اين تربت عزيز را در عتبات متبركه ديده كرده، مي بوسد و مي بويد و گاهي اتفاق افتاده قطرات اشكي در گوشة چشمانشان پيدا مي شود… »
آقاخان سوم در سال 1376 هجري قمري در كشور سوئيس درگذشت و در آرامگاهي كه خود در اسوان مصر ساخته بود بخاك سپرده شد. آقاخان سوم، نوه اش كريم خان فرزند عليخان را به جانشيني خود انتخاب كرد. كريم خان كه معروف به شاه كريم الحسيني، آقاخان چهارم است، تاكنون دو بار به ايران سفر كرده است. يكبار در آبان 1338 شمسي به تهران وارد شد و پس از ده روز اقامت در تهران به بيرجند رفت و بار ديگر در سال 1346 شمسي به تهران آمد.
حسنعلي شاه، آقا عليشاه و سلطان محمد شاه مراسم نوحه خواني و عزاداري با شكوهي را در ايام محرم در هندوستان برگزار مي كردند و خود نيز در اين مراسم كه در خانقاهها برپا مي گرديد شركت مي كردند و تأكيد فراواني به اجراي اين مراسم در ساير كشورهاي اسماعيلي نشين داشتند. همچنين در مقاله اي كه در سال 1363 هجري قمري، در نشريه اسماعيلي هند چاپ شد بر اهميت محرم كه فرصت و مجالي است براي تأمل و دريافتن سرمقش زندگي حسين (ع) وانگيزه او براي پايداري در راه انجام وظيفه تأكيد دارد.
در حالي كه خوجه هاي هند، كه اعتقادشان تركيبي از عقايد هندو - اسلامي است هرگز در اين مراسم شركت نمي كردند و معتقد بودند كه ضرورت ندارد آنان نيز مانند ساير فرقه هاي در ايام محرم عزاداري كنند، زيرا ارواح علي (ع) ، حسن (ع) حسين (ع) در وجود امام حاضر است. خوجه هاي هند همان گروهي هستند كه بر سر موضوعات اعتقادي درگيريهاي بسياري با آقاخان اول و دوم و سوم پيدا كردند تا آنجا كه آقاخان اول مجبور شد سندي در ميان جماعت اسماعيليه هند پخش كند و در آن آداب و فرايض مذهب شيعه اسماعيليه و آداب اسلامي به آنها بطور فشرده آموزش داده شود. اين موضوع در زمان آقاخان سوم حتي به دادگاه هم كشيده شد.
« منابع و مأخذ »
1- تشيع در مصر / صالح الورداني / ترجمه قاسم مختاري / انتشارات سازمان تبليغات اسلامي/ چاپ اول 1375
2- شيعه در هند / جان نورمن هاليستر / ترجمه آزر ميدخت مشايخ فريدني/ انتشارات نشر دانشگاهي/ چاپ اول 1373
3- خلفاي فاطمي / سيف آزاد / انتشارات مجله ايران باستان / چاپ اول 1341
4- تاريخ و عقايد اسماعيليه / دكتر فرهاد دفتري / ترجمه فريدون بدره اي / انتشارات پژوهش فرزان روز / چاپ اول 1375
5- مختصري در تاريخ اسماعيليه سنتهاي يك جماعت مسلمان / فرهاد دفتري / ترجمه فريدوان بدره اي / انتشارات پژوهش فرزان روز / چاپ اول 1378
6- آقاخان محلاتي و فرقه اسماعيليه / محسن ساعي / 1329
7- با من به كرمان بيائيد / دكتر اسدالله خير انديش با مقدمه دكتر باستاني پاريزي / انتشارات وحيد / چاپ اول 1368
8- فاطميان و سنتهاي تعليمي و علمي آنان / هاينس هالم / ترجمه فريدون بدره اي / انتشارات فرزان روز / چاپ اول 1376
9- تاريخ اراك / دهگان / انتشارات فرهنگ شهرستان اراك
10- سيماي اراك / محمد رضا محتاط / انتشارات آگه / چاپ اول 1368
11- پايان نامه كارشناسي ارشد مريم معزي / استاد راهنما: دكتر عبدالحسين زرين كوب / دانشگاه فردوسي مشهد
12- روزنامه همشهري / 30 بهمن 1378
13- مجله خواندني ها / سال پانزدهم / شماره: 23 / سال: 1333
14- دموكراسي و آزادي در هند / سيف آزاد / انتشارات ايران باستان / چاپ اول 1329
15 – مذهب اسماعيليه و نهضت حسن صباح / يوسف فضايي / انتشارات عطايي / چاپ دوم 1374
توضیحات پاورقی:
الف – حكومت فاطميان و آل بويه اولين حكومت هاي شيعي بودند كه عزاداري در ايام محرم را كه بعد از عاشوراي سال 61 هجري قمري در سر و خفيه و در داخل اهل بيت انجام مي شد علناً و آشكارا بجاي مي آوردند. چون اين حكومت هاي شيعي بركنار شدند بار ديگر عزاداري در ممالك اسلامي متوقف شد و شيعيان در خفيه مجالس عزاداري بر پا مي كردند. چنانچه در تاريخ ذكر شده است در عصر صفويه، بار ديگر اين مراسم مورد حمايت سلاطين شيعه مذهب صفوي قرار گرفت و تا امروز پرشور و عاشقانه ادامه دارد.
ب – در جنگي كه بر سر جانشيني مستنصربالله در مصر اتفاق افتاد، نزار بشهادت رسيد و فرزند و جانشين او هادي در حومه الموت زندگي مي كرد.
پ – حسن علي الذكره السلام نبيره امام نزار فرزند مستنصربالله مي باشد.
ت- بعقيده شيعيان اسماعيلي شمس الدين محمد همان « شمس تبريزي » معروف مي باشد كه باعث تحول عظيم روحي در جلال الدين محمد بلخي معروف به مولانا شد. اسماعيليان مولانا را حجت زمان شمس الدين محمد مي دانند و كتاب مثنوي را يكي از كتب ديني خود محسوب مي نمايند ( هفت باب ابواسحاق – تصنيفات خير خواه هراتي )
ث – سنگ مزار اسلام شاه و محمد بن اسلام شاه در گورستان قديمي رمجرد ( روستايي در نزديكي شهر بابك ) وجود دارد.
ج – آوازه شيعيان اسماعيلي انجدان در سال 795 هجري قمري، تيمور لنگ را در راه بازگشت از اصفهان به آنجا كشاند و به قتل و غارت شيعيان اسماعيلي پرداخت.
چ – ابوالقاسم محمد كوهپايه اي متخلص به امري شيرازي، اشعاري در مدح مراد ميرزا و نورالدين علي سروده است.
ح – از ديگر آثار بازمانده از دوران انجدان بارگاه چهل اختران ( چهل دختران ) كه در آن بقعه 22 مزار يكنواخت ديده مي شود كه از قرار معلوم متعلق به بانوانشان مي باشد، را مي توان ذكر كرد.
خ – از زمان آقا حسنعلي شاه در ميدان مظفري كرمان حسينيه و املاكي در اطراف اين ميدان باقي مانده است اين املاك در سال 1246 شمسي به اداره آموزش و پرورش كرمان واگذار گرديد تا مال الاجاره آن صرف امور فرهنگي شود. ( كتاب با من به كرمان بيائيد )
هدف وبلاگ مسلمانان شیعه اسماعیلیه، ارائه اصول اعتقادات و تاریخ طریقت مسلمانان شیعه اسماعیلی بر اساس منابع اصیل و صحیح خود این طریقت می باشد.