قربان بر جمیع مومنان فرخنده باد
تاج عزت بر رؤس صادقان فرخنده باد
گشت طالع اختر فیروزی از برج شرف
کوری ضدان و حساد زمان فرخنده باد
مشک مهر از نافه سر مگو شد فیض بخش
تازه جان گردید از عطرش روان فرخنده باد
ثبت شد در دفتر احسان دیوان ازل
بخشش و انعام بر فرمانیان فرخنده باد
چاوش بخت از برای مطرب بزم طرب
زهره را از عرش آرد موکشان فرخنده باد
شد کلید بخت دولت فاتح ابواب صدق
بر رخ اهل سعادت مژدگانفرخنده باد
آیت نصرت ز عرش آمد به ارباب جهاد
تیغ لعنت بر سر کافر دلان فرخنده باد
شد نزول قرب سلطان ازل اندر قلوب
سود فرق اهل دل بر فرقدان فرخنده باد
بهر غمگینان زندان ندامت میرسد
مژدۀ استبشرو از آسمان فرخنده باد
مردگان کور غفلت را به امر ایزدی
زنده شد از نطق عیسی استخوان فرخنده باد
شخص رحمت مر گناه زمرۀ توحید را
می شود از فضل یزدانی ضمان فرخنده باد
از برای حفظ جان اهل دعوت کشته است
ید قدرت از کرامت پاسبان فرخنده باد
راکب توفیق بهر صید عرفان می زند
بر سمند جهد و همت تازیان فرخنده باد
اهل توحید و محبت را مدامی شامل است
این سعادت ز ابتدای کن فکان فرخنده باد
شد جوانی حاصل پیران راه از فضل دوست
مر شباب اهل حق را عنفوان فرخنده باد
جسم صورت را ز فیض معنوی صد جان رسد
آن خردمندی که آمد راز دان فرخنده باد
ساقی از خمسعادت کرد مملو جام فیض
بزم عشرت شد ز رویش گلستان فرخنده باد
ورد جان را گو که از فیض ورودش بشکفد
میوزد باد صبا از بوستان فرخنده باد
دوست را شد شادمانی و محبت را شد طرب
لطف ایزد هم بر این و هم بر آن فرخنده باد
گاه از الهام شان عرفان رسد گه از صفات
عارفان را همچنین و همچنان فرخنده باد
شربت اوفو بعهدی آمد از اقداح یار
آنکه از رنج وفا شد ناتوان فرخنده باد
امر عرفان از برای جمع منشوران امر
صور تحقیقی بر آورد از دهان فرخنده باد
السلام ای اهل قربت باد قربان تان قبول
عید بر مخدوم و هم بر خادمان فرخنده باد
عید اضحی ظاهر و باطن  بصافی طینتان
از بلاد روم تا هندوستان فرخنده باد
عید آن قربان با قربت که در قرب حرم
شد به تیغ امر و فرمان خونفشان فرخنده باد
چیست قربان کشته تیغ وفای حق شدن 
از شهیدان هر که دارد این نشان فرخنده باد
عید قربانی که بهر ضیف اصحاب یقین
شد بخوان اهل قربت میهمان فرخنده باد
چیست قربان جان خود را محو کردن در صفات
یارب آن قربان که دارد این مکان فرخنده باد
عید قربانی که از بهر جوار قرب دوست
رانده سوی حج عرفان کاروان فرخنده باد
چیست قربان قطع کردن پای ما و من  ز راه
بر چنین قربان تداخل در جنان « چنان » فرخنده باد
عید قربانی که بگشاد است در بازار صدق
بهر بیع « معموری »ماموری دکان فرخنده باد
چیست قربان کوری ضدان شدن واصل بدوست
بر دو چشم خصم این قربان سنان فرخنده باد
عید قربانی که بوسد در سجود امر حق
از حریم بزم قربت آستان فرخند باد
چیست قربان از جهان امید ببریدن تمام
بر وجود این چنین قربان جهان فرخنده باد
عید قربانی که روحش بهر مقهوری خصم
بر فراز حصن دین شد دیده بان فرخنده باد
چیست قربان کوه امر دوست را بردن بدوش
هر که دارد این کمر را بر میان فرخنده باد
عید قربانی که بهر قتل جان خود کشد
بر دم تیغ رضای حق فشان فرخنده باد
چیست قربان چون صدف بستن زبان از راز حق
هر که را گوهر شد از سرش گران فرخنده باد
عید قربانی که جان را تحفه سان بر کف نهاد
آورد در بزم وصل این ازفغان« ارمغان » فرخنده باد
چیست قربان غیر ذکر دوست ببریدن زبان
هر که را در خاطر است این داستان فرخنده باد
نیست قربان آنکه از بهر شکم حیوان کشی
خود بقربان شو که عیدت رایگان فرخنده باد
وصل یزدانی نصیب جان جانبازان اوست
هر که بخشد در وفای دوست جان فرخنده باد
دون شعاران در حریم وصل حق نا محرم اند
این سعادت بهر عالی همتان فرخنده باد
سود در بازار دین باید ز بیع آخرت
آنکه کرد از مایهدنیا زیان فرخنده باد
چون خضر از پای صدق مرکب شوق و طلب
هر که راه قرب پوید جاودان فرخنده باد
آن خردمندی که قولم را نیوشد دایما
بر کمال قدر و همت کامران فرخنده باد
ای محبان وی رفیقان گر ز حق دارد امید
تا قربانگاه دین قربانتان فرخنده باد
این ذلیل زار عاجز را ز خاطرهای پاک
محو مگذارید تا خاطرنشان فرخنده باد
آن سعادتمند کز ذکر دعا یادم کند
در مهاد عزت و امن و امان فرخنده باد
آورد مطلع بمقطع در دعا گویی حسین
عید قربان بر جمیع مومنان فرخنده باد