سخنرانی دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در دومین همایش تاریخ و فرهنگ الموت
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، استاد دانشگاه تهران، در دومین همایشرتاریخ و فرهنگ الموت چنین فرمودند: ای کاش ما در طول قرن ها قریب به 1000 سال که از تاریخ اسماعیلیه الموت می گذرد، این همت را داشتیم و چنین مجالسی را که برای احیاء فرهنگ و تاریخ ایران می باشد، برگزار می کردیم. دکتر ابراهیمی، قلعة الموت را یکی از مرکز مهم تاریخ ایران دانست و گفت: تاریخ 171 سالة قلعة الموت بسیار مهم و ارجمند است. درست است که این قلعه خراب شده و به ویرانه ای تبدیل شده، اما وجب به وجب قلعة الموت حقایق تاریخی و معنویت زیادی را در دل خود جای داده و هر ذره ای از خاکش، حکایت ها در دل و سخن ها با تاریخ دارد. ما ایرانیان ملتی هستیم که بیش از هر ملت دیگری باید به تاریخ خود افتخار کنیم. البته افتخار و مباهاتی که از سر غرور و تعصب نیست بلکه از سر اهمیت و ارجمندی است. ولی سئوال اینجاست، چرا ما تاریخ را نمی خوانیم، نمی دانیم و به آن اهمیت نمی دهیم ! در ادامه ایشان به معرفی یکی از شخصیت های بسیار مهم دورة اسماعیلیه الموت، یعنی خواجه نصیر الدین طوسی پرداخت و گفت: یکی از برجسته ترین و بزرگترین متفکران جهان تشیع، جهان اسلام و حتی بشریت خواجه نصیر الدین طوسی است. خواجه در حدود سی سال از عمر گرانمایه خود را در قلعة الموت و قلاع خراسان سپری کرد. حالا حتماً خواهید پرسید، خواجه در این مدت طولانی در قلعة اسماعیلیه چه می کرده است؟ خواجه در قلعة اسماعیلیه خیلی کارها را به انجام رساند، بیشتر آثارش را در اینجا نوشت و خیلی از افکار و آرزوه ها را که در سر داشت در این قلعه پروراند و تنظیم کرد. کتاب روضه التسلیم او را باید خواند تا بدانیم که خواجه نصیر در الموت چه می خواسته و چه می کرده است. در زمان حملة وحشتناک مغولان به ایران؛ خواجه با افکار ظریف و فیلسوفانة خود از قلعة الموت نامه ای به خلیفة عباسی نوشت که خواندنی است و بعد از سقوط این قلعه نیز با هلاکو خان مغول طرح دوستی ریخت و ارتباط بر قرار کرد. حتماً خواهید پرسید خواجه از هلاکوخان چه می خواست که با او طرح دوستی ریخت و به او نزدیک و یکی از مشاورین او شد و یا هلاکو از خواجه چه می خواست و چه انتظاری داشت؟ قطعاً هلاکو از خواجه شعر، فلسفه، ریاضیات و الهیات نمی خواست و اصلاً به این علوم علاقه ای نداشت و از آن سر در نمی آورد. هلاکو خواجه را به خاطر تسلط بر علم نجوم و برای پیشگویی کشور گشایی هایش می خواست. خواجه هم از نیاز هلاکو خان به او و اشتیاقش به وجود یک اختر شناس و منجم در اردوگاهش بهر ه برداری کرد و احترام و اعتماد هلاکو خان را جلب نمود، تا از این طریق بتواند اسلام را که با حملة مغول از نظر نظامی نابود شده بود و می رفت تا از نظر فرهنگی هم نابود شود، نجات دهد. خواجه نصیر الدین طوسی در اولین مرحلة برنامه اش هلاکو خان را قانع کرد تا نظارت بر اوقاف اسلامی را به عهدة او گذارد و به او این مسئولیت و آزادی را بدهد که با صلاحدید خود درآن تصرف کند. خواجه که انحطاط فکری مسلمانان را بعد از حملة مغول به خوبی مشاهده کرده بود، مدارسی را برای احیاء علوم مختلف تأسیس نمود و از نابودی بعضی علوم مثل فلسفه و طب جلوگیری نمود. این اولین پیروزی بود که خواجه در صحنة مبارزه با دشمنان اسلام به دست آورد. خواجه در دومین مرحله از مبارزاتش، ایجاد یک دانشگاه بزرگ و گرد آوری دانشمندان و پر نمودن کتابخانه های پر از کتاب را آغاز کرد. وی با قانع کردن هلاکو خان در تأسیس رصد خانة مراغه به این اهداف رسید و موفق شد فرهنگ اسلامی را دوباره احیاء و نفوس مردم را مالامال از امید و آرزو کند. در ضمن خواجه به آرزوی دیگرش، که نابودی حکومت عباسیان بود رسید. وی در پایان سخنانش خواجه را مدافع واقعی فلسفه در برابر حملات امام غزالی دانست و گفت: اشتباه است، ابن رشد را بزرگترین مدافع فلسفه در مقابل حملات غزالی بدانیم. درست است که ابن رشد از فلسفه دفاع کرد اما بیش از آنکه از فلسفه دفاع کند و با غزالی روبرو شود علیه ابن سینا اقدام نمود.
هدف وبلاگ مسلمانان شیعه اسماعیلیه، ارائه اصول اعتقادات و تاریخ طریقت مسلمانان شیعه اسماعیلی بر اساس منابع اصیل و صحیح خود این طریقت می باشد.