X
تبلیغات
دبستان - متن كامل نماز از كتاب هفت ركن دين براي بهره مندي خواهران و برادران اسماعيلي تقديم می گردد.

توضیح:

متن کامل نماز شریعت برای بهره مندی برادران و خواهران روحانی تقدیم می گردد.

رکن سوم:نماز از  کتاب رساله هفت رکن دین در عبادات اهل یقین نویسنده: دکتر امیر حسین شاه خلیلی می باشد.

رکن سوم : نماز

خداوند تعالی می فرماید: «همانا آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و بر پا داشتند نماز را و دادند زکات را، اجرشان نزد پروردگارشان است و آن ها ترس و اندوهی نخواهند داشت»۲۷۷/۲

و فرمود: «بگو ای پیامبر به آن بندگان من که ایمان آورده اند، بر پا دارند نماز را و از آن چه روزی دادیم به آن ها در نهان و آشکار انفاق کنند، پیش از آن که بیاید روزی که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی.»۳۱/۱۴

و فرمود از زبان حضرت ابراهیم: «پروردگارا مرا از نمازگزاران قرار ده و از فرزندان من نیز پروردگارا دعای مرا بپذیر»۴۰/۱۴

و فرمود: «به یقین رستگار شدند مومنان، آنان که در نمازشان خاشع اند.»۲و۱/۲۳

و فرمود: «و آن ها که بر نمازهایشان محافظت می کنند آنانند که بهشت را به ارث می برند.» ۱۰و۹/۲۳

و فرمود: «آنان مأمور نشدند جز این که خدای یگانه را بپرستند و دین و کردار خویش را پاک و خالص کنند برای خدا و نماز دارند و زکات بپردازند، این است دین پاینده و استوار و درست.»۵/۹۸

و فرمود: «... همانا نماز برای مومنان حکمی معین و واجب و لازم است.»۱۰۳/۴

حضرت پیامبر(ص) فرمود: «نماز ستون دین است.» و فرمود: «نماز معراج مومن است.» و فرمود: «کسی که نماز نگزارد ایمان ندارد.» و فرمود: «هر چیز چهره ای دارد و چهره دین نماز است.»

حضرت علی(ع) فرمود: «نماز ستون دین و اولین عمل فرزندان آدم است که خداوند در آن می نگرد، اگر درست باشد در باقی اعمالش نظر می کند و اگر نادرست باشد اعمال دیگرش به نظر نمی آید، هر کس در اسلام نماز را ترک کند از هیچ چیز بهره ندارد.»

حضرت امام صادق(ع) فرمود: «محبوب ترین عمل نزد خداوند نماز است.»

نماز مهم ترین عمل عبادی در اسلام است که به صورت نماد اسلام و جامعه اسلامی و شعار اصلی دین است و فاصله بین اسلام و کفر است و اولین چیزی است که خدا از آن پرسش می کند. نماز پایه و ستون دین است و هر کس این پایه را بر پا ندارد، خانۀ دین او ویران است. خواندن نماز بر هر مسلمان بالغ و عاقلی فرض واجب است. همان طور که شست و شوی بدن انسان را از آلودگی ها پاک می نماید و صحت و سلامت جسمانی به او می دهد، نماز روح انسان را از آلودگی ها پاک می نماید و  از کج روی ها و گمراهی ها و غفلت و گناه کاری و ضلالت به دور می دارد. «اِنَّ الصَّلوهَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَرِ وَ لَذِکرُ اللهِ اَکبَرُ وَ اللهُ یَعلَمُ ما تَصنَعُونَ» ۴۵/۲۹ (بدرستی که نماز باز می دارد از کارهای زشت و ناپسند و همانا یاد خدا بزرگ ترست و خداوند می داند آن چه را که انجام می دهید). نماز انسان را از خود خواهی، خود محوری، غرور، تکبّر، منیّت، هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی مصون می دارد و موجب آرامش قلب و اطمینان خاطر و رهایی از هر گونه نگرانی و آشفتگی و تشویش می شود. «الا بِذکر الله تَطمَئنَ القُلوب» (دل آرام گیرد به یاد خدا). نماز انسان را از وحشت تنهایی نجات می دهد و وسیله نزدیک شدن به خداوند و حرف زدن مستقیم و بی واسطه با او است. زمانی  که نمازگزار به نماز می ایستد و رو به سوی معبود خود می کند، خداوند منّان هم رو به سوی بنده خود می نماید و از هر زمان دیگر انسان به خدا نزدیک تر است. نماز وسیله ارتباط دائم و بی واسطه بین انسان و خداست و چون ستون دین است، انسان حتی در سخت ترین شرایط مانند جبهه جنگ یا در حال غرق شدن هم نباید از نماز غافل شود. نماز به هر شکل ممکن باید اقامه شود ولو با ایماء و اشاره، زیرا نباید ارتباط خود را با خدا و معبود خویش در هیچ حالتی قطع نمود، چون که هیچ پناهگاه و نجات دهنده و یاری کننده ای جز او نیست. کسی که از خدای خود ببرد از مبناء و اصل و ریشه خود بریده شده است و همچو نی بریده شده از نیستان وجود به ناله و فغان در خواهد آمد و همچو کشتی بی لنگر گرفتار امواج بی پایان حوادث زندگی خواهد شد و بنده و برده هواهای بی پایان نفسانی خود می شود و آزادی و حرمت و کرامت وجودی انسانی خود را از دست می دهد و شرایط زمانی و مکانی بر او حاکم خواهد شد. آن چه در نماز مهم است درک حضور است. یعنی انسان با تمام وجود به درگاه خداوند یکتا رو کند و متوجه و آگاه باشد که در برابر خالق هستی قرار گرفته، خدایی که او را می بیند و صدای او را می شنود و بر آن چه آشکار و نهان اندیشه و گفتار و کردار اوست آگاه است. خداوندی که رحمان و رحیم است و به واسطه همین رحمت بی کرانش است که به انسان این سعادت داده شده که بتواند دائماً به حضورش بار یابد و مستقیم و بی واسطه با او سخن گوید و درد دل نماید. نماز عنایتی است از جانب پروردگار عالم بر انسان. خداوند منّان بر انسان منّت نهاد و این اجازه را به او داد که حداقل پنج نوبت در روز به حضورش بار یابد و با او بی واسطه در خلوت کامل سخن گوید.

بنابراین، نماز تنها فریضه ای واجب نیست، شوق دیدار یار است، لحظۀ وصل است، بار یافتن به حضور قادر مطلق است. برای چنین دیداری جسم و روح انسان باید پاک باشد. نماز معراج مومن و حرکت انسان به سوی کمال مطلق و نردبان رسیدن به مقام بزرگ قرب به حق است. در نماز جسم و روح متفقاً به عبادت مشغول می شوند. کسی که با زبان ذکر خدا را می گوید ولی در دل توجه اش به امور دنیاست در حال نماز نیست. خداوند عزّوجلّ می فرماید: «پس وای بر نماز گزاران آنان که در نمازشان غفلت کنند و آنان که ریا ورزند و خود نمایی کنند.»۶و۵و۴/۱۰۷ کسی که در نماز خود ریا کند و آن را وسیله رسیدن به اهداف دنیوی قرار دهد، به خدا شرک ورزیده است، زیرا خداوند را باور ندارد و نماز و عبادت را نمایشی برای رسیدن به اهداف این جهانی و پاسخ گویی به وسوسه های نفس امّاره می داند؛ یا آن که در کنار خدا برای خود معبودهای دیگری قائل است و طالب آن هاست وآن ها را مورد نظر دارد. حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمود: «چون رو به قبله آوردی برای نماز فراموش کن دنیا را و آن چه را در آن است و خلق و آن چه آن ها مشغول آن هستند و خالی کن قلب خود را از هر کاری و توجه ای که تو را باز دارد از خدا.»

نماز شهود عقلانی و درک حضور الهی است. بنابراین، توجه و حضور قلب در نماز بسیار مهم است. «لا صَلوه اِلا بحضور القلب.» نشانۀ درک حضور خشوع است که موجب رستگاری و تکامل روحانی است. «قَد اَفلَحَ المؤمِنُونَ الَّذینَ هُم فی صَلوتِهِم خاشِعُون»۲و۱/۲۳ (به راستی که مؤمنان رستگار شدند. همانان که در نمازشان فروتنند.) حضرت امام سجاد(ع) فرمود: «نماز بنده فقط بدان مقدار پذیرفته می شود که توجه و حضور قلب دارد.» نمازگزار باید با تمام وجود رو به سوی پروردگارش آورد. خداوند به قلبی که در غفلت از اوست چیزی نمی دهد.

پنج نماز واجب روزانه داریم(فریضه) که مشتمل بر هفده رکعت است.

نماز صبح دو رکعت است که با صدای بلند خوانده می شود و در رکعت دوّم پیش از رکوع مستحب است قنوت خوانده شود، و در رکعت دوّم بعد از سجده دوّم باید نشست و در حال آرام بودن بدن تشهد خواند و بعد سلام گفت.

نماز ظهر چهار رکعت است که باید با صدای آهسته خوانده شود و در رکعت دوّم پیش از رکوع مستحب است که قنوت خوانده شود و در رکعت دوّم بعد از سجده دوّم باید نشست و در حال آرام بودن بدن تشهد خواند و بعد ایستاد و دو رکعت دیگر به جای آورد و بعد تشهد و سلام داد.

نماز عصر چهار رکعت است همانند نماز ظهر.

نماز مغرب سه رکعت است که دو رکعت اوّل با صدای بلند خوانده می شود و در رکعت دوّم پیش از رکوع قنوت خوانده می شود و در رکعت دوّم بعد از سجده دوّم باید نشست و تشهد خواند؛ سپس ایستاد و یک رکعت دیگر به جا آورد و بعد تشهد و سلام داد.

نماز عشاء همانند نماز ظهر و عصر است فقط دو رکعت اوّل آن با صدای بلند خوانده می شود.

در رکعت دوّم تمام نمازهای واجب و همچنین در رکعت سوّم نماز مغرب و رکعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشاء باید پس از سجده دوّم نشست و تشهد خواند.

در تمام نمازهای واجب پس از خواندن حمد و سوره و پیش از رکوع رکعت دوّم مستحب است قنوت خوانده شود. در نماز وَتر که یک رکعت است، پس از خواندن حمد و سوره و بعد از رکوع،خواندن قنوت مستحب است.

نماز جمعه

خدای عزّوجلّ می فرماید: «ای کسانی که ایمان آوردید، چون برای نماز جمعه ندا در داده شد، به سوی ذکر خدا بشتابید و داد و ستد را واگذارید. اگر بدانید این برای شما بهتر است.»۹/۶۲

نماز جمعه دو رکعت است و دو خطبه دارد. نماز جمعه به جای نماز ظهر جمعه اقامه می شود و هر کس که نماز جمعه را بخواند نماز ظهر جمعه از او ساقط است. نماز جمعه باید به جماعت برگزار شود و نمی توان آن را به طور فردی خواند. کم ترین عدد لازم برای اقامه نماز جمعه پنج نفر است. دو خطبه نماز جمعه مانند اصل نماز واجب است و باید توسط امام جمعه ایراد شود و بدون این دو خطبه نماز محقق نمی شود. واجب است که دو خطبه را قبل از اقامه دو رکعت نماز بخوانند، و بهتر است دو خطبه نماز جمعه قبل از ظهر شرعی ایراد شود به طوری که پایان خطبه ها با ظهر شرعی مصادف باشد. در خطبه اوّل حمد الهی و درود بر پیامبر فرستاده می شود و مردم به تقوی و تزکیه نفس سفارش می گردند، و در آخر خطبه یک سوره کوتاه از قرآن خوانده می شود. در خطبه دوّم نیز حمد الهی و درود بر پیامبر و سفارش به تقوی و در آخر خواندن سوره کوتاه از قرآن لازم است. امام جمعه در خلال دو خطبه از اوضاع و احوال مسلمانان و حوادث روز سخن می گوید و مصالح دین و دنیای مسلمین را تذکر می دهد. امام جمعه باید ایستاده خطبه ها را ایراد نماید و بین دو خطبه اندکی نشسته تأمل کند. بعد از ایراد دو خطبه دورکعت نماز اقامه می شود. حضرت امام صادق(ع) فرمود: «امام باید در روز جمعه بوی خوش استعمال کند و بهترین جامه هایش را بپوشید.» و فرمود: «سنت آنست که امام در اولین رکعت نماز جمعه سوره جمعه بخواند و در رکعت دوّم سوره منافقین و بعد از قرائت رکعت دوّم پیش از رکوع قنوت بخواند.» تمام کسانی که در فاصله دو فرسنگی نماز جمعه هستند باید در آن شرکت کنند. تکلم عربی در خطبه ها شرط نیست و باید خطبه ها به زبانی که نمازگزاران می فهمند خوانده شود.

اوقات شرعی نماز

حضرت امام صادق(ع) فرمود: «هر نماز دو وقت دارد. وقت اوّل و وقت آخر، اوّل وقت افضل است و نباید نماز را برای آخر وقت گذاشت.

وقت نماز صبح نمایان شدن سپیده در مشرق است که پهن و گسترده شود، و پایان آن پدیدار شدن سرخی در افق مغرب یعنی طلوع خورشید از مشرق است.

وقت نماز ظهر رسیدن خورشید به وسط آسمان است. یعنی وقتی که سایه به کم ترین حد خود برسد و بعد از آن به طرف مشرق گسترده شود. پایان آن غروب آفتاب است با در نظر گرفتن زمان آخرین فرصت برای خواندن نماز عصر، یعنی پایان آن زمانی است که نمازگزار تنها فرصت خواندن نماز عصر را قبل از غروب آفتاب داشته باشد.

وقت نماز عصر دو ساعت پس از رسیدن خورشید به وسط آسمان است. ولی می شود پس از نماز ظهر با فاصله کوتاهی نماز عصر را هم خواند. پایان آن غروب آفتاب است.

وقت نماز مغرب فرو شدن خورشید است، یعنی قرص خورشید در افق مغرب پنهان شود بدون آن که چیزی مانع دیدن آن در افق باشد. پایان آن قبل از نیمه شب است یعنی زمانی که نمازگزار تنها فرصت خواندن نماز عشاء را قبل از نیمه شب داشته باشد.

وقت نماز عشاء با فاصله کوتاهی بعد از نماز مغرب است تا نیمه شب.

نماز عصر را باید بعد از نماز ظهر و نماز عشاء را بعد از نماز مغرب خواند.

قبله

خداوند عزّوجلّ فرمود: «پس بگردان چهره ات را به سوی مسجد الحرام و هر جا که بودید پس چهره هایتان را به سوی آن جا بگردانید.»

نماز باید رو به قبله خوانده شود و نمازگزار باید طوری بایستد که بگویند رو به قبله است و از لحظه ای که تکبیره الاحرام را می گوید تا پایان سلام نماز نباید روی خود را از قبله بگرداند و اگر روی خود را از قبله بگرداند نماز او باطل است.

حضرت امام محمد باقر(ع) فرمود: «هنگام نماز رویت را از قبله بر مگردان تا پایان نماز که نمازت باطل می شود.»

دیگر شرایط نماز  

نماز گزار باید در موقع نماز پوشیده باشد و لباس پاک و تمیز در بر کند و لباسش آلوده به نجاست نباشد و از پوست و موی حیوان حرام گوشت نباشد. زنان باید موی سر خود را بپوشانند و مرد نباید زیور آلات و طلا به خود آویخته باشد و لباسش نباید از ابریشم خالص باشد. ولی برای بانوان اشکال ندارد و حتی زیور آلات برای زن مستحب است. نماز را نباید در ملکی غصبی یا مکانی که صاحبش راضی نیست یا در مکان آلوده و نجس خواند. مکان نمازگزار باید پاک باشد. اگر در بدن یا لباس نماز گزار خون زخم یا دَُمل باشد به طوری که آب کشیدن بدن و یا لباس و یا تعویض لباس برای او ممکن نباشد، نماز او صحیح است؛ البته اگر امکان پاک کردن بدن و لباس برای او وجود نداشته باشد. در نماز نباید حرف زد یا بلند خندید. در حال نماز نباید به کتاب یا نوشته یا نقش انگشتر طوری توجه کرد که نماز قطع شود، چون نماز باطل می شود.

سجده کردن بر زمین و آن چه از زمین می روید ولی خوراکی نیست اشکال ندارد. و هر چیزی که جایز است پوشیدن آن در نماز، جایز است بر آن سجده کردن. بر چیزی که خوراکی است نباید سجده کرد.

اذان و اقامه

حضرت امام علی(ع) فرمود: « در اذان و اقامه موذن باید رو به قبله باشد.» همچنین فرمود: «اشکالی ندارد اگر کسی به تنهایی نماز می خواند اذان و اقامه را نگوید.» ولی مستحب است پیش از نمازهای روزانه اذان و اقامه بگویند. ولی پیش از نماز عید فطر و قربان مستحب است سه مرتبه بگویند «الصلوه».

مستحب است در اولین روزهای تولد نوزاد در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویند.

اذان

۱-الله اکبر (خدای تعالی بزرگتر از آن است که او را وصف کنند .)    چهار بار

۲-اَشهَدُاَن لا اِله اِلا الله (گواهی می دهم که غیر خدای یکتا خدای دیگری نیست.)   دو بار

۳-اَشهَدُاَنَّ محَمَّداً رَسُولُ الله(گواهی میدهم که حضرت محمد(ص) پیامبر و فرستاده خداست.) دو بار

۴-اَشهَدُاَنَّ علیّاً وَلیُّ الله(گواهی می دهم که حضرت علی(ع) ولی خداست.)     دو بار

۵-حَیَّ عَلَی الصَلوه(بشتاب برای نماز.)    دوبار

۶-حَیَّ عَلَی الفلاح(بشتاب برای رستگاری.)     دو بار

۷-حَیَّ عَلَی خَیرَ العَمَل(بشتاب برای بهترین کار.)   دو بار

۸-اَللهُ اَکبَر(خدای تعالی بزرگتر از آن است که او را وصف کنند .)    دو بار

۹-لا اِله اِلا الله(نیست خدایی مگر خدای یکتا.)   دو بار

اقامه

بعد از اذان، باید اقامه گفته شود:

۱-الله اکبر (خدای تعالی بزرگتر از آن است که او را وصف کنند .)    دو بار

۲-اَشهَدُاَن لا اِله اِلا الله (گواهی می دهم که غیر خدای یکتا خدای دیگری نیست.)   دو بار

۳-اَشهَدُاَنَّ محَمَّداً رَسُولُ الله(گواهی میدهم که حضرت محمد(ص) پیامبر و فرستاده خداست.) دو بار

۴-اَشهَدُاَنَّ علیّاً وَلیُّ الله(گواهی می دهم که حضرت علی(ع) ولی خداست.)   دو بار

۵-حَیَّ عَلَی الصَلوه(بشتاب برای نماز.)    دوبار

۶-حَیَّ عَلَی الفلاح(بشتاب برای رستگاری.)     دو بار

۷-حَیَّ عَلَی خَیرَ العَمَل(بشتاب برای بهترین کار.)   دو بار

۸-قَد قامَت الصلاه(به تحقیق نماز بر پا شد.)   دو بار

۹-اَللهُ اَکبَر(خدای تعالی بزرگتر از آن است که او را وصف کنند .)    دو بار

۱۰-لا اِله اِلا الله(نیست خدایی مگر خدای یکتا.)   یک بار

پس در اقامه الله اکبر اوّل دو بار گفته می شود ولی در اذن چهار بار گفته می شود. بعد از حَیَّ عَلَی خَیرَ العَمَل دو بار قد قامت الصلاه گفته می شود. لا الا الا الله آخر هم در اقامه یک بار گفته می شود.

کسی که اذان و اقامه می گوید، باید به آن چه که می گوید توجه داشته باشد. اذان و اقامه تنها گفتار زبانی نیستند. اذان در لغت آگاه کردن به چیزی است، یعنی اعلام کردن. بنابراین، کسی که در شروع اذان و اقامه بگوید «الله اکبر» باید با آگاهی قلبی و تمامی وجود این جمله را بیان نماید. یعنی این که با تمام هستی خود معتقد باشد و ایمان داشته باشد که هیچ چیز در هستی قابل مقایسه و سنجش با خدای بی همتا نیست. تنها اوست که مطلوب و معبود مطلق است و هیچ چیز دیگری نمی تواند هم ردیف و هم سنگ و شریک او در نزد آدمی باشد. پروردگار بی همتاست که تنها مطلوب و معبود انسان است و انسان مجذوب و شیفته اوست و هیچ چیز در جهان آن ارزش و قدر و منزلت را ندارد که بتواند توجه و علاقه انسان را معطوف به خود کند مگر خدای یگانه بی همتا. پس انسان با تمام وجود به سوی او رو می کند و تنها او را طلب می نماید. از هر چه غیر اوست رو برمی تابد زیرا هیچ چیز در نزد انسان قابل مقایسه با او نیست. تنها مطلوب و معبود انسان خدای یگانه بی همتاست.

زمانی که «اَشهَدُاَن لا اِله اِلا الله» را گفت باید این گواهی را با تمام وجود و در پندار و گفتار و کردار خود نشان دهد. قلب خود را از یاد و ذکر هر چه غیر اوست خالی و پاک نماید و الهی و مطلوبی و معبودی و آرزویی و هدفی جز او نداشته باشد. نحوه زندگی او باید عملاْ نمایانگر این شهادت باشد. این شهادتی نیست که تنها بر زبان جاری شود. این شهادتی است که انسان با تمام هستی خود آن را گواهی می نماید و عملاْ در شکل گیری سمت و سوی زندگانی خود آن را نشان می دهد که برای او خدایی و مطلوبی و معبودی و آرزویی جز خدای یکتا و بی همتا نیست. زندگی و خواسته های او در زندگی باید نمایانگر این گواهی و شهادت باشد.

زمانی که گفت «اَشهَدُاَنَّ محَمَّداً رَسُولُ الله» باید بداند و آگاه باشد که خدای رحمان و رحیم او را به حال خود رها نکرده است و دائماْ متوجه اوست و برای رستگاری و سعادت و نجات او پیامبران و فرستادگان خود را به سوی انسان فرستاده است تا راه راست و طریق سعادت را به او بیاموزند و از گمراهی و کج روی و تباهی او جلوگیری نمایند. آگاه باشد که این شهادت گواهی بر این است که خداوند منّان بر او منّت نهاده و او را دوست دارد و به عنوان نشان محبت خود، آخرین و کامل ترین راه رستگاری و سعادت را به او نموده است تا نشانی باشد بر محبت و علاقه و توجه خاص او به انسان.

«اَشهَدُاَنَّ علیّاً وَلیُّ الله» گواهی بر این است که با وجودی که باب رسالت آخرین فرستاده خدا حضرت محمّد(ص) برای همیشه بسته شده است و دین اسلام به عنوان آخرین دین و راه رستگاری و سعادت از جانب خداوند منّان و رحمان و رحیم به بشر ارائه گردیده است، ولی در رحمت واسعه و عنایات بی پایان الهی همچنان بر روی انسان گشوده است و باب وَلایت تا آخر الزمان تاریخ برای سعادت و رستگاری بشر همچنان مفتوح و پایدار باقی می ماند. انسان می تواند در چارچوب وَلایت که به عنوان آخرین فریضه در عید غدیر خم با اعلان وَلایت علی بن ابیطالب(ع) توسط رسول خدا(ص) آشکار و مشخص شد، در بعُد تعالی وجود تا آن جا بالا رود که «آن چه اندر وهم ناید آن شود» و هیچ دری از درهای سعادت و تعالی و کمال به روی او بسته نیست. او می تواند تا بی کران وجود متعالی شود و به مقام قُرب الهی رسد.

«حَیَّ عَلَی الصَلوه و حَیَّ عَلَی الفلاح و حَیَّ عَلَی خَیرَ العَمَل»، گواه بر این هستند که برترین اعمال و راه سعادت و نجات درک حضور معبود و مطلوب یگانه و به سوی او رفتن و بنده او بودن و سر بر آستان رحمت او ساییدن است. برای انسان هیچ سعادت و خوشبختی ای بالاتر از این نیست که به سوی معبود و مطلوب و آروزی خود رود. به حضور او بار یابد و سر بر آستان رحمت او گذارد و با او بی واسطه و در خلوت سخن گوید.

واجبات نماز 

۱- نیّت

۲- قیام(ایستادن رو به قبله) 

۳- سجود

۴- رکوع

۵- تکبیره الاحرام(یعنی گفتن الله اکبر در اوّل نماز)

۶- قرائت

۷- تشهد و سلام

بعضی از این واجبات رکن هستند، بنابراین اگر نمازگزار یکی از این ارکان را عمداً یا اشتباهاً فراموش کند و به جا نیاورد نمازش باطل است و باید آن را دوباره به جا آورد. بعضی از آن ها سُنت هستند یعنی اگر آن ها را اشتباهاً و سهواً، نه از روی قصد و عمد، به جا نیاورد نمازش باطل نمی شود.

ارکان نماز که به جا نیاوردن آن ها، چه عمداً و چه سهواً و از روی فراموشی، باعث باطل شدن نماز می شوند، عبارت اند از:

۱- نیّت

۲- تکبیره الاحرام

۳- ایستادن موقع گفتن تکبیره الاحرام و ایستادن پیش از رکوع

۴- رکوع

۵- دو سجده

حضرت پیامبر(ص) فرمود: «در حین نماز نگاه باید به جایگاه سجده باشد» و از نگاه به آسمان و اطراف نهی فرمود. نماز گزار باید نماز را با آرامش و وقار به جا آورد.

۱- نیت

انسان باید قصد نماز خواندن داشته باشد و نماز را هم در اجرای امر الهی و برای رضای او انجام دهد. نباید نماز او برای ریا و خودنمایی یا جلب نظر مردم و برای منافع مادی یا تنها برای رفع تکلیف باشد. خداوند عزّوجلّ می فرماید: «پس وای بر نماز گزارانی که از نمازشان غافلند؛ آنان که ریا می کنند.» خواندن نماز سعادت رسیدن به حضور معبود است. پس قصد و نیّت در برپایی نماز باید برای درک حضور و رسیدن به آستان رحمت و جلب رضایت او و کسب تکامل معنوی و ایمان باشد.حضرت امام محمد باقر(ع) فرمود: «نباید کسی داخل نماز شود مگر آن که آن را نیّت کند.»

۲- قیام

پس نمازگزار با جسم و روحی پاک در حالی که دل خود را از هر چه غیر یاد خداوند است پاک نموده، رو به قبله می ایستد و با آگاهی کامل از این که اگر چه او خدا را نمی بیند ولی خداوند یکتا او را می بیند و گفتار او را می شنود و بر اندیشه و گفتار و کردار او آگاه است و او در آن لحظه در محضر الهی است نیّت  برپایی نماز را می کند «قربه اِلی الله» یعنی در دل می گذراند که چه می خواند، برای که می خواند و چگونه می خواند. به سخن دیگر، نمازگزار باید بداند برای چه کسی و به چه منظوری نماز می خواند و آیا نماز او واجب است یا مستحبی؟ و چند رکعت نماز خواهد خواند و چه نمازی است؟ نماز صبح است یا نماز ظهر یا مغرب؟ اگر نداند برای چه نماز ایستاده و چه نمازی می خواند، نمازش باطل است.

۳- تکبیره الاحرام 

بعد از نیّت، تکبیر نخست (تکبیره الاحرام) است یعنی گفتن الله اکبر به قصد آغاز نماز. با گفتن الله اکبر نماز آغاز می گردد و تا موقعی که سلام نماز را بدهد کارهایی مانند پشت به قبله کردن، روی از قبله گرداندن، راه رفتن، حرف زدن یا خوردن بر نمازگزار حرام است. اگر فراموش کند و «الله اکبر» را نگوید یا مردّد شود که گفته و نتواند یقین حاصل کند نمازش باطل است. بدون تکبیره الاحرام نماز شروع نمی شود. در موقع گفتن الله اکبر(تکبیره الاحرام) دو دست خود را تا مقابل گوش ها بالا می آورد و هم زمان با پایان یافتن گفتن الله اکبر دست ها را پایین می آورد و موازی بدن در حالت عادی قرار می دهد.

گفتن الله اکبر نباید فقط زبانی باشد. وقتی نمازگزار نماز را با تکبیر یعنی الله اکبر شروع می کند یعنی با تمام وجود، و نه فقط با زبان، اعلام می دارد که برای او هیچ چیزی بالاتر و برتر و مقدس تر و بزرگ تر و مطلوب تر جز خدای یکتا نیست. اوست که از همه چیز بالاتر و پر ارزش تر است و الهی و مطلوبی جز او نیست و هر چیز دیگر در برابر خداوند یکتا بی ارزش و ناچیز است. مطلوب و معبود واقعی فقط خداوند یکتا است؛ و زمانی که دست های خود را هم زمان با گفتن «الله اکبر» بالا می آورد یعنی دست از هر چیز غیر خداست و غیر خدایی است و غیر رضای خداست بر می دارد.

در حین گفتن تکبیره الاحرام نمازگزار باید به حالت ایستاده و رو به قبله باشد و بدن او باید در حالت سکون و آرامش باشد و نباید بی دلیل تکان بخورد.

۴- قرائت

بعد از گفتن تکبیره الاحرام و پایین آوردن دست ها، نماز آغاز می شود. در رکعت اوّل و دوّم نمازهای واجب روزانه باید اوّل سوره حمد را کامل خواند. سوره حمد که در آن ضمن حمد و سپاس به درگاه خداوند منّان، نیاز انسان را در جهت هدایت و رستگاری و تعالی معنوی به درگاه بی نیاز مطلق بیان می دارد و از درگاه رحمان رحیم و مالک یوم الدین می خواهد تا با انوار هدایتش او را یاری دهد تا نه جزو مغضوبین درگاهش قرار گیرد و نه جزو گمراهان، بلکه جزو کسانی قرار گیرد که خداوند نعمت رحمت را بر آن ها به طور کامل ارزانی داشته است.

بعد از خواندن سوره حمد یک سوره دیگر از سوره های قرآن باید خوانده شود. بهتر است در رکعت اوّل بعد از سوره حمد سوره اخلاص(قل هو الله احد...) خوانده شود و در رکعت دوّم بعد از خواندن سوره حمد، سوره قدر(انّا انزلناه فی لیله القدر...) خوانده شود. البته هر سوره دیگری هم مانند «کوثر»، «نصر»، «ناس»، «عصر» و غیره را می توان خواند ولی سوره هایی را که دارای آیه سجده هستند، نباید خواند.

5- رکوع

بعد از قرائت، یعنی خواندن سوره حمد و یک سوره دیگر از قرآن، نمازگزار به رکوع می رود. هر رکعت نماز واجب روزانه یک رکوع واجب دارد. در هنگام رکوع دو کف دست را باید بر سر کاسه های زانو گذاشت و پشت را کاملاً کشیده و صاف نگهداشت. ذکر رکوع (آن چه در حالت رکوع نمازگزار باید بگوید) یک بار «سُبحانَ رَبَیّ العَظیمَ و بحَمده» یا سه بار گفتن «سُبحان الله» است. نباید پیش از تمام شدن ذکر رکوع از حالت رکوع خارج شد.

رکوع نماز شکستن و به دور ریختن تمامی شخصیت های کاذب و منیّت ها و غرور و نخوت و خود خواهی و خود محوری نمازگزار است. انسان نمازگزار در رکوع ضمن حمد و تسبیح عظمت الهی این «دو هزاران من و ما» را می شکند و خود را از قید و بند این من های خود ساخته و تحمیلی که زندگی او را تحت سیطره خود در آورده اند و او را در بند و بنده خود کرده اند نجات می دهد. بند می گُسلد و رو به درگاه آن واحد یگانه ای می آورد که معبود و مطلوب حقیقی است؛ و با خم شدن و شکستن منیّت و انجماد وجودی خود که در اثر غفلت از اصل و مبنای وجود موجب غرور و خود محوری کاذب در او شده، از بند بندگی غیر خدا آزاد می شود و به اصل و سرچشمه و نیستان وجود خود متصل می گردد.

بعد از تمام شدن ذکر رکوع باید راست بایستد و در حال بلند شدن بگوید «سَمعَ اللهُ لِمن حَمِدَه» یا بگوید «الله اکبر» که این خود گواه و تصدیقی است که او در محضر الهی قرار دارد و خدای بزرگ و بی همتا صدا و دعای او را می شنود و بر پندار و گفتار و کردار او ناظر و آگاه است.

6- سجود

بعد از ایستادن باید به سجده برود. هر رکعت نماز واجب دو سجده واجب دارد. در سجده هفت موضع بدن بر زمین قرار می گیرد: 1- پیشانی؛ 2و3- کف دو دست؛ 4و5- سر دو زانو؛ 6و7- سر انگشتان بزرگ پا را باید بر زمین گذاشت. دست ها را باید طوری بر زمین گذاشت که سر انگشتان هم تراز گوش ها باشد. آرنج ها را کمی گشوده از بدن قرار داد و فاصله کف دست ها تا آرنج ها را نباید بر زمین گذاشت. کف دست ها باید کاملاً از آستین بدر آید و بدون پوشش بر روی زمین قرار گیرند. در سجده پیشانی و نوک بینی را باید بر زمین گذاشت. ذکر سجده یک بار «سُبحانَ رَبَیِ اَلاعلی و بِحمدَه» است یا سه بار «سُبحانَ الله». در موقع گفتن ذکر، پیشانی باید بر روی زمین باشد و تا ذکر تمام نشده نباید سر از سجده برداشت.

سجده بر زمین و چیزهای غیر خوراکی که از زمین می رویند مانند چوب و برگ درخت و سنگ و سنگ های معدنی مانند مرمر و خارا و سنگ آهک و گچ و آجر و غیره و بر کاغذ صحیح است. سجده بر خوراکی ها و بر فلزات مانند طلا، و نقره و بر جواهرات مانند عقیق و فیروز صحیح نیست و نماز را باطل می کند.

نماز گزار که در رکوع من های کاذب و منیّت و غرور خود را به دور ریخته و آزاد از قید و بند شخصیت های کاذب تحمیلی گشته، اکنون در سجده سر تسلیم به درگاه خداوند یکتا فرود می آورد و او را به عظمت و بزرگی می ستاید و با جسم و روح خود تسلیم امر او گشته جز رضای او را نمی خواهد. شِرک و دوگانه پرستی و دنیا پرستی و منفعت طلبی و خود محوری و بت های کاذب ذهنی و ریا و دروغ را در دل و وجود خود نابود می سازد. نفس امّاره او مسلمان گشته با آگاهی و آزادی تمام در مقابل معبود و مطلوب حقیقی سر تسلیم بر خاک می نهد و ندای« سُبحانَ رَبَیِِ اَلاعلی و بِحمدَه» سر می دهد، در مقابل عظمت و بزرگی و زیبایی او هیچ چیز دیگر ارزشی ندارد. معبود و مطلوب حقیقی تنها اوست و تنها او سزاوار ستایش و پرستش است.

پس از سجده اوّل، نمازگزار سر از سجده بر می دارد و روی پاها (دو زانو) می نشیند و مستحب است بگوید «اَستَغفِرُالله رَبی و اَتُوب اِلیه» یعنی از غفلت ها و گمراهی های خود استغفار می کند و به سوی خداوند یکتا باز می گردد. بعد «الله اکبر » گفته به سجده دوّم رفته بعد از تمام شدن ذکر سجده دوّم بر می خیزد و می ایستد، و در حال بلند شدن می گوید «بِحُولِ الله و قُوتِهِ اَقُوم و اَقُعد». زیرا حالا او تسلیم ارداه الهی است و تنها بر اساس خواست و رضای الهی عمل و حرکت می کند.

پس از ایستادن، رکعت دوّم نماز را شروع می کند. سوره حمد را می خواند و بعد یک سوره دیگر از قرآن را (سوره قدر مناسب است) می خواند.

قبل از رفتن به رکوع مستحب است که قنوت بخواند یعنی دست ها را برابر صورت در کنار هم و رو به آسمان در حالی که انگشتان دست ها –غیر از شست ها- به هم چسبیده باشد نگهدارد؛ و به کف دست ها نگاه کند و دعا بخواند. در قنوت هر آیه و ذکری را که خواست می تواند بگوید مانند :«ربنا آتنا فی الدّنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النّار» یا حتی صلوات.

قُنوت اوج نیاز بنده به درگاه قادر مطلق است. نمازگزار در این حالت دست نیاز به درگاه خداوند یکتا و معبود مطلق دراز کرده، با تمام وجود حمد و سپاس درگاه او را به جای می آورد و درد دل و نیازهای خود را بی واسطه برای او بیان می کند. قنوت رمز بار یافتن به خلوت بارگاه الهی است. رمز توجه و نظر خاص منّان یکتا به بنده نمازگزار خود است که به او اجازه می دهد بدون هیچ حاجب و دربانی؛ بدون هیچ تشریفات و مقدماتی دست نیاز به درگاه رب النّاس، اله الناس، ملک الناس، خالق قادر یکتا دراز کند و هر چه در دل دارد به او بگوید و حاجات خود را از درگاه بی همتای او بخواهد.

پس از پایان یافتن ذکر قنوت دست ها را پایین آورده «الله اکبر» گفته، به رکوع می رود و مانند رکعت اوّل عمل می کند. بعد از پایان یافتن ذکر رکوع می ایستد «سَمع اللهّ لمن حَمده» را گفته «الله اکبر» می گوید و به سجده می رود. دو سجده را همانند رکعت اوّل به جای می آورد. سر از سجده بر می دارد و روی پاها دو زانو می نشیند و اندکی آرام می گیرد. تشهّد می گوید.

7- تشهد و سلام

در رکعت دوّم تمامی نمازهای واجب و رکعت پایانی هر نماز، تشهّد خوانده می شود. مراد از تشهّد، شهادت دادن به یگانگی خدا و رسالت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله است. پس نماز گزار در رکعت دوّم و پایانی هر نماز بعد از این که سر از سجده دوّم برداشت می نشیند و می گوید:

«اَشهدُ اَن لا اله اله الله وَحدهُ لا شَریک له و اَشهد اَنَّ مُحمّداً عَبدَهُ و رَسولهُ اَللَّهُمَ صَلی علی محمّدٍ و آل محمّد» گواهی می دهم که جز خدا معبودی نیست، یگانه است و همتایی ندارد، و گواهی می دهم که محمّد بنده خدا و فرستاده خداست. خدایا بر محمّد و خاندان او درود فرست.

تشهد اقرار نمازگزار است، بر اساس آگاهی و ایمان یقینی، بر وحدانبت خداوند یکتا و این که او هیچ شریکی ندارد. یعنی این که هیچ چیز در نهان نباید موجب و باعث غفلت نمازگزار از توجه به درگاه الهی و جلب شدن او به امیال دنیوی گردد به طوری که یاد و ذکر خدا را فراموش نماید. زیرا هیچ چیز در جهان هستی برابر و شریک و هم تراز خداوند نیست. او واحد و صمد و یکتاست. بنابراین، تنها او مطلوب و معبود حقیقی و شایسته ستایش و پرستش است. هر مطلوب و معبودی جز او حجاب راه است و موجب گمراهی و خُسران؛ و این که خداوند رحمان رحیم به خاطر رحمت واسعه اش بر بندگان خود نظر دارد و آن ها را دوست می دارد و با بعثت رسول خاتم حضرت محمّد(ص) بر بندگان خود منّت نهاده و راه رستگاری و نجات را به آن ها نشان داده و آن ها را مشمول رحمت و عنایات خاصه خود نموده است.

پس از خواندن تشهّد، اگر نماز دو رکعتی است مانند نماز صبح، نمازگزار در حالی که همان طور نشسته است سلام می گویو و نماز را تمام می کند. سلام ذکری است مه بعد از تشهّد در رکعت آخر نماز خوانده می شود. سلام نماز چنین است: «اَلسَّلامُ عَلیکَ اَیُّها النّبیُ  و رَحمَهُ الله و بَرکاتهُ. السّلام عَلینا و عَلی عبادالله الصالحین. اَلسّلام عَلیکُم و رَحمه الله و بَرکاتُه.» ای پیامبر خدا، درود و رحمت و برکت خدا بر تو باد. درود خدا بر ما و بر بندگان نیکوکار خدا. درود خدا و برکت خدا بر شما باد.

حضرت امام صادق(ع) فرمود: «مبادا از دعای پس از نماز غافل شوی دعا از بهترین عبادات است و خود دُعا عبادت است.»

اگر نماز سه رکعتی، مانند نماز مغرب، است یا چهار رکعتی، مانند نماز ظهر و عصر و عشاء، نمازگزار باید پس از خواندن تشهّد برخیزد و بایستد و رکعت سوّم نماز را شروع نماید.

در رکعت سوّم می تواند یا یک بار سوره حمد را بخواند یا سه بار تسبیحات اربعه را، هر کدام را که بخواند صحیح است. در تسبیحات اربعه سه بار می گوید: «سُبحانَ اللهِ  والحمَدُ لله ولا اله الا الله و اللهُ اکبر» یعنی پاک و منزه است خداوند تعالی، حمد و سپاس مخصوص اوست و نیست خدایی مگر خدای بی همتا و خدا بزرگ تر از آن است که وصف شود.

پس، در رکعت سوّم یا سوره حمد به تنهایی خوانده می شود یا تسبیحات اربعه و پس از خواندن باید به رکوع رود و بعد از پایان ذکر رکوع سر از رکوع برداشته سمع اللهُ لِمَن حَمَدهِ گفته می ایستد و سپس به سجده می رود. دو سجده را به جا می آورد. پس از سجده دوّم اگر نماز سه رکعتی، مانند نماز مغرب، بود همان طور نشسته تشهد را می خواند و سلام می گوید و نماز را به پایان می برد.

اگر نماز چهار رکعتی بود، مانند نماز ظهر، عصر و عشاء، باید بعد از سجده دوّم برخیزد و در حال قیام بگوید «بِه حُولِ اللهِ و قُوتِهِ اَقُوم و اَقعُد» و چون ایستاد رکعت چهارم را شروع نماید. رکعت چهارم عیناً همانند رکعت سوّم است. یعنی باید یا سوره حمد را بخواند یا تسبیحات اربعه را و بعد از خواندن آن به رکوع رود و بعد از پایان یافتن ذکر رکوع سر از رکوع بردارد و بایستد و به سجده رود و دو سجده را انجام دهد. بعد از پایان یافتن ذکر سجده دوّم، سر از سجده بردارد و بنشیند و تشهد را بخواند و بعد از تمام شدن تشهّد سلام بگوید و نماز را به پایان برد؛ و بعد از تمام شدن نماز به دعا و ستایش مشغول شود.

حضرت علی(ع) فرمود: «هر کس در نمازش سخن بگوید باید نماز خود را اعاده کند.» پس در حال نماز نباید هیچ سخن و حرفی خارج از ذکر های نماز زده شود زیرا نمازگزار در حضور خداوند است و با او سخن می گوید و بنابراین نباید حرف خود را قطع کند و به چیز دیگری مشغول گردد. در حال نماز پاسخ سلام را هم نباید داد. خنده بلند نماز را باطل می کند ولی تبسم اشکال ندارد. در تمام طول نماز، از تکبیره الاحرام (الله اکبر شروع نماز) تا سلام پایانی نماز نباید روی نمازگزار از قبله برگردد. بدن نمازگزار در طول مدت نماز باید آرام باشد و حرکت اضافی نداشته باشد. در تمام طول نماز، نمازگزار باید از اشتغال به غیر نماز و توجه به چیزهایی که ذهن انسان را به غیر نماز مشغول کند پرهیز نماید. در سجده پیشانی و کف دست های نمازگزار باید پوشیده نباشد، مگر آن که مریض باشد. سجده بر زمین و آن چه از زمین می روید و غیر خوراکی است صحیح است. حضرت محمد(ص) بر حصیر نماز گزارد. چیزهایی که وضو و غُسل را باطل می کند باعث ابطال نماز می شود. اگر مکان یا لباس نمازگزار غصبی باشد نماز باطل است. خواب نماز را باطل می کند. اگر در حین نماز روی از سمت قبله بگرداند به طوری که دیگر روی به قبله نباشد، نماز باطل است. شکستن نمازهای واجب حرام است مگر آن که برای حفظ جان و مال و جلوگیری از ضرر و زیان مالی یا بدنی باشد.

اگر کسی در بین نماز شک کند که یکی از اعمال واجب نماز را انجام نداده، اگر کاری که بعد از آن باید انجام دهد شروع نکرده، می تواند آن چه را که در انجام آن شک کرده به جا آورد. ولی اگر کار بعدی را شروع کرده نباید به شک خود اعتناء نماید و باید نماز خود را ادامه دهد. افراد کثیر الشک نباید به شک خود در حین نماز اعتناء کنند. اگر در مورد رکعت های نماز شک پیدا کرد باید فوراً فکر کند و یک طرف شک را پیدا کرده همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند. مثلاً اگر نمی داند رکعت دوّم است یا رکعت سوّم، باید فوراً فکر کند و یکی را انتخاب نموده بر اساس آن نماز را تمام کند و به شک خود اعتناء ننماید و به همان مقدار که می پندارد بنا را بر یقین بگذارد.

ولی اگر یقین دارد - نه شک- که یکی از ارکان نماز را به جای نیاورده و انجام نداده است، مثلاً یقین دارد که تکبیره الاحرام را نگفته یا رکوع را فراموش کرده و بدون انجام رکوع به سجده رفته، باید نماز را اعاده نماید. اگر تشهد را فراموش کرده باشد باید پس از سلام نماز بلافاصله دو سجده سَهو به جای آورد. هر کس در قسمتی از نمازش شک کند از آن که از آن گذشته است، باید به نمازش ادامه دهد. مثلاً اگر بعد از رکوع شک در تکبیره الاحرام کند یا بعد از سجده شک در رکوع کند و امثال این ها نباید به شکش توجه کند و باید نماز خود را ادامه دهد. البته این ها در صورتی است که شک داشته باشد نه یقین. اگر نسبت به چیزی یقین داشته باشد، به خصوص در ارکان نماز، باید نمازش را اعاده کند.

شک زیاد خود وسوسه شیطان برای خراب کردن نمازگزار است. بنابراین، نباید به شک خیلی توجه کرد. حضرت امام محمّد باقر(ع) فرمود: «شیطان درونی خود را عادت می دهد که نمازتان را خراب کند.»

سجده سَهو

کسی که سهواً و از روی فراموشی در حین نماز حرف بزند یا تشهد را فراموش کند یا این که شک کند که آیا دو سجده را به جا آورده، یا در مورد دیگر شک کند، باید دو سجده سَهو به جا آورد.

سجده سَهو بدین صورت است که بعد از سلام نماز فوراً نیّت سجده سَهو می کند و پیشانی را به چیزی که سجده بر آن صحیح است می گذارد و می گوید «بسم الله و بالله و صَلّی عَلی مُحمّدٍ و آل مُحمّد» بعد می نشیند و دوباره به سجده رفته همین ذکر را می گوید. بعد از تمام شدن ذکر سجده سَهو سر از سجده برداشته در حالی که نشسته است تشهّد را می خواند و سپس سلام می دهد.

نماز مسافر

خدای تعالی فرمود: « وقتی به سیر در زمین می پردازید، کناهی بر شما نیست که نماز را شکسته بخوانید.»101/4 حضرت علی(ع) فرمود : «پیامبر خدا نهی کرد از این که در سفر نماز(چهار رکعتی ) تمام خوانده شود.»

مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشاء خود را به صورت شکسته و کوتاه(قَصر) به جا آورد. یعنی نمازهای چهار رکعتی را به صورت دو رکعتی بخواند. ولی نماز صبح و مغرب را باید به صورت کامل، یعنی نماز صبح را دو رکعت و نماز مغرب را سه رکعت، بخواند. این دو نماز را نمی توان شکسته خواند.

اگر کسی کارش سفر کردن است و بیش تر در سفر است یا کسانی که کوچ نشین هستند و دائماً در حال کوچ هستند، باید نمازهای خود را کامل بخوانند و نباید نماز را شکسته بخوانند.

اگر مسافری بیش از ده روز در جایی قصد اقامت کند، باید نماز خود را کامل بخواند و نباید آن را شکسته بخواند.

اگر کسی در سفر نماز خود را فراموش کرد که به جا آورد یا نتوانست آن را به جا آورد، پس از رسیدن به محل خود باید قضای آن نماز را به صورت نماز مسافر، یعنی نماز شکسته (اگر نماز چهار رکعتی باشد)، به جا آورد.

اگر کسی در محل زندگی خود نمازی را فراموش کرد و در سفر یادش آمد باید قضای آن نماز را کامل، و نه شکسته، به جا آورد.

نماز قضا

کسی که نماز واجب خود را در وقت آن نخواند، باید قضای آن را به جا آورد. ولی نمازهای واجب یومیه(روزانه) که زن در حال حیض و نفاس نخوانده است قضا ندارد.

اگر پدری در زندگی خود نمازی را به جا نیاورده، بر پسر بزرگ است که بعد از مرگ پدر نماز و روزه های به جا نیاورده او را قضا کند یا کسی را اجیر کند که چنین نماید. بهتر است برای مادر هم این کار را انجام دهد.

نماز آیات

نماز آیات به واسطه گرفتگی خورشید و ماه و وقوع زلزله و طوفان های شدید که موجب ترس و وحشت شود واجب می گردد.

نماز آیات دو رکعت است که در هر رکعت پنج رکوع دارد. نماز آیات اذن و اقامه ندارد. نماز آیات را با نیّت و بعد تکبیر شروع می کنند. بعد از تکبیر سوره حمد را می خوانند و بعد از خواندن سوره حمد یک سوره از قرآن(بهتر است سوره اخلاص یعنی قل هو الله احد...) خوانده می شود. پس از خواندن حمد و سوره به رکوع می روند، «سبحان ربی الاعلی و بحمده» را می گویند و سر از رکوع بر می دارند و می ایستند و باز سوره حمد را می خوانند و بعد یک سوره دیگر(سوره اخلاص) را می خوانند و قنوت می گویند و سپس الله اکبر گفته به رکوع دوّم می روند. بعد از خواندن ذکر رکوع سر از رکوع برمی دارند و می ایستند و برای بار سوّم حمد را می خوانند و سپس یک سوره از قرآن(سوره اخلاص) را می خوانند و بعد به رکوع سوّم می روند. بعد از ذکر رکوع سر از رکوع برداشته، می ایستند و برای بار چهارم سوره حمد را می خوانند و سپس سوره دیگری (اخلاص) را می خوانند و بعد قنوت گفته، بعد از خواندن قنوت الله اکبر گفته به رکوع چهارم می روند. بعد از خواندن ذکر رکوع سر از رکوع برداشته، برای بار پنجم سوره حمد را می خوانند و بعد سوره دیگری از قرآن (سوره اخلاص) را می خوانند و بعد از آن به رکوع پنجم می روند. بعد از خواندن ذکر رکوع سر از رکوع برداشته می ایستند و بعد به سجده می روند. دو سجده را به جا آورده، بعد از سجده دوّم بر می خیزند و می ایستند و رکعت دوّم را عیناً همانند رکعت اوّل به جا می آورند. در رکعت دوّم بعد از رکوع پنجم می ایستند و بعد به سجده می روند و دو سجده به جا می آورند و بعد از سر برداشتن از سجده دوّم می نشینند و تشهّد را خوانده، سلام می دهند و نماز را به پایان می برند.

پس، نماز آیات دو رکعت است که هر رکعت پنج رکوع دارد (یعنی روی هم ده رکوع). مستحب است که در هر دو رکوع یعنی رکوع دوّم و چهارم و ششم و هشتم و دهم پیش از رفتن به رکوع قنوت خوانده شود. ولی اگر فقط یک قنوت پیش از رکوع دهم خوانده شود هم کافی است. یعنی فقط در رکعت دوّم قبل از آخرین رکوع قنوت خوانده شود هم کفایت می کند. «سَمعَ الله لِمَن حَمدِه » را هم در هر رکعت بعد از رکوع می گویند که پس از آن به سجده می روند؛ یعنی بعد از رکوع پنجم هر رکعت.

در نماز آیات می شود یک سوره را به پنج قسمت تقسیم کرد و هر بار بخشی از آن را خواند. در این صورت سوره حمد (فاتحه الکتاب) را تنها در اول هر رکعت باید خواند. ولی بهتر است که در هر رکعت سوره حمد و یک سوره (اخلاص) به طور کامل خوانده شود.

نماز شفع و نماز وَتر

نماز شفع همانند نماز صبح دو رکعت است و نماز وَتر یک رکعت است که پس از رکوع قنوت آن خوانده می شود و بعد دو سجده را به جا می آورند و بعد از آن که سر از سجده دوّم برداشتند، می نشینند و سلام می دهند و نماز وَتر را به پایان می برند.

نماز عید فطر و نماز عید قربان

وقت نماز عید فطر و عید قربان از طلوع خورشید تا موقع اذان ظهر است. نماز عید فطر و عید قربان هر یک دو رکعت است که با قرائت بلند می خوانند و دو خطبه است که بعد از نماز ایراد می شود. در نماز عید فطر و عید قربان، رکعت اوّل پنج تکبیر دارد و پنج قنوت و در رکعت دوّم چهار تکبیر و چهار قنوت.نماز عید فطر و عید قربان اذان و اقامه ندارد و فقط سه بار می گویند الصلاه. در رکعت اوّل، بعد از نیّت و تکبیره الاحرام، ابتدا سوره حمد و بعد یک سوره دیگر خوانده می شود و بعد الله اکبر می گویند و یک قنوت می خوانند. بعد الله اکبر گفته قنوت دوّم را همین طور تا پنج قنوت می خوانند. بعد از قنوت پنجم، تکبیر دیگری گفته، به رکوع می روند و بعد از ذکر رکوع سر از رکوع برداشته به سجده می روند. دو سجده را به جا می آورند و بر می خیزند و رکعت دوّم را شروع می کنند. در رکعت دوّم سوره حمد را خوانده، بعد یک سوره می خوانند و تکبیر می گویند و یک قنوت می خوانند و بعد تکبیر دوّم را گفته، قنوت دوّم را می خوانند؛ همین طور تا چهار قنوت. وقتی قنوت چهارم را خواندند تکبیر می گویند و به رکوع می روند. بعد از ذکر رکوع، به سجده می روند و دو سجده به جا می آورند و بعد تشهّد را خوانده، سلام را می گویند و نماز را به پایان می برند.

پس نماز عید فطر و عید قربان هر یک دو رکعت هستند که در رکعت اوّل پنج قنوت و در رکعت دوّم چهار قنوت خوانده می شود. در قنوت هر دعا و ذکری که خوانده شود کافی است. مستحب است که نماز در صحرا و در جایی که سقف ندارد خوانده شود و نمازگزاران بر زمین سجده کنند و پا برهنه به محل نماز بروند.

نماز جماعت

از حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) روایت است که فرمود: «اگر کسی به نماز جماعت رسید و امام پیش از او مقداری از نماز را خوانده بود، آن مقدار از نماز را که با امام می خواند، حداقل نماز خود قرار دهد و بعد از اتمام نماز امام، نماز خود را کامل کند.»

از حضرت امام صادق(ع) درباره مردی سوال شد که داخل نماز جماعت می شود در حالی که پیش از او یک رکعت خوانده شده است، پاسخ فرمود: «در قیام رکعت دوّم با آنان همراه می شود و چون آن ها نشستند او نیز به صورت نیم خیز می نشیند. وقتی برای رکعت سوّم برخاستند، رکعت دوّم او محسوب می شود و باید در آن رکعت سوره حمد قرائت کند و آن گاه که آنان سر از سجده رکعت سوّم برداشتند، او مختصری می نشیند و تشهّد کوتاهی می گوید و بلافاصله تا صفوف نمازگزار ایستاده اند و به رکوع نرفته اند برمی خیزد. وقتی در رکعت چهارم پس از دو سجده آن ها برای تشهّد نشستند او به صورت نیم خیز می نشیند و چون امام سلام داد، او برمی خیزد و یک رکعت به جا می آورد و می نشیند و تشهّد می گوید و سلام می دهد و نماز خود را به پایان می برد.

از حضرت امام محمد باقر(ع) روایت شده که فرمود: «اگر به نماز جماعت برسی در حالی که امام دو رکعت خوانده باشد، آن چه را همراه امام درک کردی، رکعت اوّل نمازت قرار بده و برای خودت سوره حمد را قرائت کن و اگر فرصت داشتی یک سوره یا به هر مقدار که توانستی قرائت کن و آن را رکعت اول نمازت قرار بده. و آن گاه که امام برای تشهّد دوّم می نشیند تو هم بنشین و آن را تشهّد اوّل نمازت به حساب آور، و چون امام سلام داد پیش از آن که سلام دهی برخیز و اگر نماز ظهر و عصر و عشاء بود، دو رکعت دیگر نماز را به جا آور و اگر نماز مغرب بود، یک رکعت دیگر را به جا آور و بعد تشهّد بگو و سلام بده و نماز را به پایان بر. اگر به یک رکعت از نماز جماعت رسیدی آن را رکعت اوّل خودت قرار بده و چون امام برای تشهّد نشست، تو به صورت نیم خیز بنشین و تشهد را مگو و وقتی او سلام را به پایان برد تو برخیز و در ادامه بقیه نمازت را تمام کن.» و فرمود: «اگر کسی به نماز جماعت برسد در حالی که امام به رکوع نرفته باشد و یا به رکوع رفته و او می تواند تکبیر بگوید، پیش از آن که امام سر از رکوع بردارد، به رکوع رود. اگر چنان کند، آن یک رکعت نماز را درک کرده است. اما اگر به امام نرسد و او سر از رکوع بردارد، می تواند همراه امام داخل نماز شود ولی نباید یک رکعت به حساب آورد.»

حضرت علی(ع) فرمود: «هر کس به امام برسد در حال رکوع و یک تکبیر بگوید و به رکوع رود، می تواند بدان اکتفا کند.»

حضرت پیامبر(ص) فرمود: «امام جماعت هر قوم نماینده و فرستاده آنان به سوی خداست، پس در نمازتان برترین خود را مقدم دارید.»

امام جماعت باید بالغ و عاقل و عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند و دارای نقص عضو نباشد. زن می تواند امام جماعت برای زنان بشود، ولی نه برای مردان.

نمازهای مستحب

نماز های مُستحبی زیاد هستند و به هر مقدار که انسان وقت و علاقه داشت می تواند بخواند. از مهم ترین نمازهای مُستحبی نمازهای نافله شبانه روزی هستند. که عبارت اند از:

۱- نماز نافله صبح  که دو رکعت است و وقت خواندن آن پیش از نماز صبح است.

۲- نماز نافله ظهر  که هشت رکعت است و باید آن را دو رکعت، دو رکعت همانند نماز صبح خواند، وقت آن قبل از ظهر است.

۳- نماز نافله عصر  که هشت رکعت است و باید آن را دو رکعت، دو رکعت همانند نماز صبح خواند. وقت آن قبل از عصر است.

۴- نماز نافله مغرب  که چهار رکعت است که باید آن را دو رکعت، دو رکعت همانند نماز صبح خواند. وقت آن بعد از مغرب است.

۵- نماز نافله عشاء  که دو رکعت است که بعد از عشاء نشسته خوانده می شود.

۶- نماز نافله شب  که یازده رکعت است و باید آن را دو رکعت، دو رکعت همانند نماز صبح خواند. هشت رکعت آن را به نیّت نماز شب و دو رکعت آن را به نیّت نماز شَفع و یک رکعت به نیّت نماز وَتر. وقت آن از نیمه شب تا نزدیکی اذان صبح است.

تمامی این نمازهای نافله همانند نماز صبح خوانده می شود، فقط باید نیّت نماز نافله مورد نظر را کرد.

ذِکر الله اکبر

خدای عزّوجلّ می فرماید: «به درستی که نماز باز می دارد از کارهای زشت و ناپسند و همانا یاد خدا بزرگ تر است و خداوند می داند آن چه را که انجام می دهد»۴۵/۲۹ نماز پاک کننده وجود انسان از زنگار غفلت ها و زشتی ها و پلیدی ها است. نماز نوری است که انسان را از چاه غُربت اَسفل سافلین بیرون می آورد و به معراج اَحسنُ تَقویم هدایت می نماید.

کسی که پنج نوبت در روز به درگاه خداوند یکتا روی می نماید و درک حضور او را می کند و در مقابل او به خاک می افتد و اعلام می دارد که برای او هیچ چیز بالاتر و برتر و محبوب تر و مطلوب تر از خدای یگانه بی همتا نیست، باید چنان دچار دگرگونی وجودی گردد که دائماً متوجه حضور الهی باشد و بداند که خدای بی همتا از رگ گردن به او نزدیک تر است و تمامی اعمال و رفتار و گفتار و پندار او را می بیند. بنابراین، نباید دیگر عمداً و از روی قصد کاری خلاف رضای الهی انجام دهد. زندگی او و تمامی اعمال و رفتار و گفتار و پندار او باید نشانگر این ایمان و دگرگونی وجودی باشد.

چطور می توان نماز خواند و پس از پایان نماز دوباره همان منیّت ها و خود خواهی ها و کینه ها و نفرت ها و حسادت ها و حرص ها و طمع ها و دنیا پرستی ها و زشتی ها و پلیدی ها را در وجود خود داشت؟ چطور می توان هر روز به حضور خدای یگانه بار یافت ولی هیچ تغییر وجودی در انسان ایجاد نشود؟ نماز تنها مجموعه ای از اعمال ظاهری نیست. در نماز هم ظاهر انسان و هم باطن انسان به عبادت می پردازد. هدف نماز دگرگونی وجودی انسان و تبدیل کردن انسان غفلت زده جَهُول به عَبد صالح و انسان مؤمن است. کسی که نماز می خواند ولی این نماز هیچ تأثیری در او ندارد و موجب دگرگونی و بهتر شدن او نمی شود، نماز نخوانده و جزو کسانی است که خداوند درباره آن ها فرمود «وای بر نمازگزاران»؛ کسی که نماز می خواند ولی در وجود او دگرگونی و بهتر شدن ایجاد نمی شود، کسی که نماز می خواند ولی باز گرفتار نفس امّاره است، کسی که نماز می خواند ولی هنوز گرفتار منیّت و حرص و طمع و شهوت و حسد و کینه و آز و دنیاپرستی و نفرت و فساد و دروغ و زشتی و پلیدی است، کسی که نماز می خواند ولی غافل از این است که خداوند دائماً او را می بیند و صدای او را می شنود و بر اعمال و رفتار او ناظر است و از رگ گردن به او نزدیک تر است، نماز نخوانده بلکه ریا نموده است: «فَوَیلٌ لِلمُصَلِّین اَلَّذینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُونَ اَلَّذینَ هُم یُراَؤن...»۴و۵و۳/۱۰۷ پس وای بر نمازگزاران، کسانی که از نمازشان غافلند، کسانی که ریا می کنند.

سجده های واجب قرآن

در هر یک از شش سوره والنجم(۵۳)؛ اِقرَء(۹۶)؛ الم تنزیل(۳۲)؛ فصلت(۴۱)؛ مریم(۱۹) و صی(۳۸) یک آیه سجده است که اگر انسان بخواند یا بشنود بعد از تمام شدن آن آیه باید فوراً سجده کند. لازم نیست انسان با وضو یا با غسل باشد یا حتی روی به قبله باشد. در سجده واجب قرآن گذاشتن پیشانی به قصد و نیّت سجده کفایت می کند، حتی اگر ذکر هم نگوید، ولی مستحب است که دعایی (هر دعایی را می توان خواند) خوانده شود.

 غُسل میت

پیامبر خدا(ص) و ائمه(ع) همگی بسیار سفارش کرده اند که همیشه به یاد مرگ باشیم و از پیامبر خدا(ص) روایت شده که مرگ ریحانه مؤمن است.

غسل میت(مرده) سه شست و شو دارد؛ اوّل با آب سدر؛ دوّم با آب کافور؛ سوّم با آب خالص. اگر سدر و کافور یا یکی از این ها پیدا نشد باید به جای هر کدام که پیدا نمی شود، مرده را با آب خالص غسل داد. پیش از شروع غسل بهتر است بدن مرده را با آب پاک کنند. غسل میت(مرده) همانند غسل جنابت است و آب را باید به تمام بدن ریخت و مرده را به پهلو گرداند. مرده را نباید نشاند یا دمر کرد، بلکه باید به پهلو گرداند و پشت او را شست. هنگام غسل یک لُنگ افکنده شود که از ناف تا زانوی مرده را بپوشاند و آب را از زیر آن باید ریخت. اگر آب پیدا نشد یا استعمال آب مانعی داشت، باید به جای هر غسل مرده را یک تیمّم بدهند یعنی سه بار تیمّم کنند و یک تیمّم هم در آخر برای سه غسل یعنی چهار تیمّم. کسی که تیمّم می دهد باید دست خود را بر زمین بزند و به صورت و پشت دست های مرده بکشد.

کفن مرده از سه پارچه تشکیل شده است : ۱- لُنگ که از ناف تا زانوی مرده را در آن می پیچند؛ ۲- پیراهن که از شانه تا پا، بدن را در آن می پیچند؛ ۳- پارچه سرتاسری که تمام بدن مرده را در آن می پیچند و دو سر آن را در بالا و پایین گره زده می بندند. پهنای سرتاسری باید طوری باشد که یک طرف آن روی طرف دیگر بیاید.

شهیدی که در جبهه جنگ به شهادت می رسد غسل نمی خواهد و با جامه خود دفن می شود. امّا اگر زنده است و به جای دیگر منتقل می شود و بعداً به شهادت می رسد، باید او را غسل داد و کفن کرد. غریق و شخص سوخته را هم باید غسل داد.

بعد از غسل میّت، مرده را حُنوط می کنند یعنی به پیشانی و کف دست ها و سر زانو ها و سر دو انگشت بزرگ پا کافور می مالند. مستحب است که علاوه بر آن در گوش ها و ریش و روی دهان و سینه اش هم کافور بمالند. حنوط مرد و زن یکسان است.

بچه سقط شده اگر زیر چهار ماه است غسل ندارد و باید در پارچه ای پیچید و بدون غسل دفن کرد. ولی اگر چهار ماه یا بیش تر داشته باشد باید غسل داده شود.

نماز میّت

بر مسلمان مرده اگر چه بچه باشد واجب است که نماز خوانده شود. کسی که می خواهد نماز میّت را بخواند لازم نیست که با وضو یا غسل یا تیمّم باشد ولی مستحب است که وضو داشته باشد. کسی که نماز میّت را می خواند باید روی به قبله باشد و واجب است که مرده را در مقابل او به پشت بخوابانند به طوری که سر او طرف راست نمازگزار و پای او طرف چپ نمازگزار باشد. نماز میّت را باید ایستاده خواند و با نیّت و به قصد قربت خواند. کسی که نماز میّت می خواند اگر مرده مرد باشد مقابل سینه اش و اگر زن باشد مقابل سرش می ایستد.

نماز میّت پنج تکبیر دارد(پنج تکبیر نشانه پنج نماز روزانه است، هر تکبیر نشانه یک نماز). نماز میّت دعای معیّنی ندارد و اگر نمازگزار نیّت نماز میّت کند و در تکبیر اوّل «الله اکبر» بگوید و هم زمان دو دست را تا مقابل گوش ها بالا بیاورد و بعد پایین آورد و بگوید «اَشهدُاَن لا اِله الا الله و اَنَّ محمّداً رسول الله و اَنَّ علیاً ولی الله » و بعد تکبیر دوّم را بگوید و هم زمان دست ها را تا مقابل گوش ها بالا بیاورد و بیندازد و بگوید «اَللّهم صّلَی علی محمد و آل محمد» و بعد تکبیر سوم را همانند دو تکبیر قبل بگوید و بگوید « اللّهم اَغفِر لِلمومنینَ و المومنات» و در تکبیر چهارم اگر مرده مرد باشد بگوید «اَللّهُمَ اَغَفرِ لهذا اَلمیت» و اگر مرده زن باشد بگوید «اَالّهم اَغفرِ لِهذه اَلمیّته» و بعد تکبیر پنجم را بگوید کفایت می کند. بعد طلب مغفرت و آمرزش برای مرده بکند و هفت بار بگوید «استَغفِرالله ربی و اَتُوبَ اِلیه» و هفت بار بگوید اَلعَفو.

دفن مرده

مرده را در قبر به پهلوی راست رو به قبله طوری باید خواباند که جلوی بدن او رو به قبله باشد. حضرت محمّد(ص) هر گاه در دفن جنازه ای حاضر می شد سه مشت خاک در قبر می پاشید و در حال پاشیدن دعا می خواند. مستحب است در حال دفن مرده کسان او «اِنا لله و انا اِلیه راجعُون» را زیر لب تکرار کنند. و پس از پر کردن قبر با خاک هفت مرتبه سوره مبارکه قدر را بر سر قبر او بخوانند و برای مرده طلب آمرزش و رستگاری کنند. در مرگ عزیزان نباید خیلی بی تابی کرد. با صدای بلند ضجه و فریاد و ناله کرد. از گریه کردن با صدای بلند و فریاد و شیون کردن بسیار منع شده است.

نماز وحشت

مستحب است که در شب اوّل قبر یعنی شب اوّل که مرده دفن شده است، دو رکعت نماز وحشت برای مرده خوانده شود. نماز وحشت همانند نماز صبح است که در رکعت اوّل بعد از سوره حمد یک بار آیه الکرسی خوانده می شود، و در رکعت دوّم بعد از خواندن سوره حمد دو مرتبه «انا اَنزلنا» یعنی سوره قَدر خوانده می شود. بعد از سلام نماز هفت بار صلوات فرستاده می شود و برای مرده آمرزش و مغفرت طلب می کنند. بهتر است نماز وحشت در اوّل شب و بعد از نماز مغرب خوانده شود.

+ نوشته شده توسط نادم در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 12:28 |